مقالات ارائه شده
 
 

 

گزارش تحقیق:موانع به کار گیری روش های فعال تدریس    

 

 پژوهشگر:سید شهرام اسدی

 

صفحه | 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 |

 

با توجه به اهميت موضوع در اين تحقيق، مشكلات به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس توسط معلمان دوره ابتدايي شهرستان شهرضا بررسي شد. به عبارت ديگر مشكلات به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس در چهار سطح: مشكلات مربوط به ياددهنده، مشكلات مربوط به يادگيرنده، مشكلات مربوط به برنامه‌ريز و مشكلات مربوط به كلاس درس به عنوان متغير مورد بررسي قرار گرفت.

در اين پژوهش از روش توصيفي از نوع پيمايشي استفاده شد. جامعه آماري را كليه كلاس‌هاي دوره ابتدايي شهرستان شهرضا در پايه‌هاي مختلف در سال تحصيلي 84-83 همراه با آموزگاران كلاس‌ها و مديران مدارس تشكيل مي‌دهند. 20 درصد كلاس‌هاي تشكيل دهنده جامعه آماري نيز (105 كلاس) همراه با آموزگار هر كلاس و مديران مدارس حجم نمونه آماري را تشكيل كه با روش‌هاي نمونه‌گيري طبقه‌اي متناسب با حجم و تصادفي ساده انتخاب شدند.

جهت بررسي مشكلات مربوط به ياددهنده و مشكلات مربوط به يادگيرنده از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. همچنين جهت بررسي مشكلات مربوط به برنامه‌ريز و مشكلات مربوط به كلاس درس از روش مشاهده و تكميل چك ليست مربوطه و از روش مصاحبه نيز جهت بررسي مشكلات به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس استفاده شد.

داده‌هاي بدست آمده بوسيله شاخص‌هاي آماري (فراواني، درصد فراواني، درصد تجمعي، جداول، نمودار، ميانگين، انحراف معيار) و آزمون‌هاي (t تك متغيره، تحليل واريانس و توكي)مورد تحليل قرار گرفت.

نتايج نشان مي‌دهد عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال باميانگين 40/3 ، مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبــط با محتوا با ميانگين 47/3 ، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي با ميانگين 51/3 ، مسايل مربوط به ارزيابي يادگيري دانش‌آموزان با ميانگين 06/4 ، عدم استفاده از طراحي آموزشي با ميانگين 96/3، مسايل مربوط به تعامل دانش آموزان با يكديگر با ميانگين 52/3 ، ويژگي‌هاي گروه سني دانش‌آموزان با ميانگين 59/3 و سطوح متفاوت مهارت آنها با ميانگين 51/3 بيش از سطح متوسط موجب عدم به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس شده است. بين نظرات معلمان و مديران در خصوص عدم آشنايي معلمان با دانش‌ استفاده از روش‌هاي آموزش فعال ، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزش ، عدم استفاده از طراحي آموزشي و مسائل مربوط به تعامل دانش‌آموزان تفاوت وجود دارد. به عبارت ديگر معلمان مسايل فوق را با ميانگين بالاتر نسبت به مديران ارزيابي كرده‌اند .

مشكلاتي مانند كمبود وقت، فقدان نظارت و راهنمايي مناسب، كمبود مواد آموزشي، چيدمان كلاس، تراكم و وجود دانش‌آموزان فراگير(نيمه بينا، نيمه شنوا، معلول جسمي- حركتي، كم توان ذهني) نيز از جمله مسايلي هستند كه مانع به كارگيري مناسب روش‌هاي فعال تدريس شده‌اند.

بين نظر معلمان مرد و زن در خصوص مشكلات مربوط به انتخاب اهداف آموزشي، ويژگيهاي گروه سني دانش‌آموزان و سطوح متفاوت مهارت آنها تفاوت وجود دارد. به عبارت ديگر ميانگين نمرات معلمان مرد بالاتر از معلمان زن بوده است. بين نظرات معلمان نيز در خصوص عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال ، مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبط با محتوا، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي، مسائل مربوط به تعامل، ويژگي‌هاي گروه سني و سطوح متفاوت مهارت دانش‌آموزان باتوجه به مدرك تحصيلي تفاوت وجود دارد.

بين نظر معلمان نيز با توجه به پايه تدريس، سنوات و محل خدمت در خصوص تعدادي از مشكلات بكارگيري روش‌هاي فعال تدريس تفاوت وجود دارد.

مقدمـه

از زماني كه تعليم و تربيت رسمي شكل گرفت ، افرادي به عنوان معلم ، افرادي ديگر به عنوان دانش آموز و مكاني به عنوان كلاس آموزشي تعيين شد . از آن زمان ، عده اي مطالبي را به دانش آموزان آموزش مي دادند كه نوع روش تدريس آن ها بيشتر به مطالب آموزشي بستگي داشت . برخي فنون و مطالب به شكل عملي آموخته مي شد كه در حقيقت به كارگيري روش تدريس فعال بود ، برخي مطالب نيز به شيوه حفظي و تمرين و تكرار آموخته مي شد كه در حقيقت به كارگيري روش تدريس غير فعال بود ، اين دو شيوه از دو نوع طرز تفكر نشأت مي گرفت. يكي آن كه بر اساس آن معتقد بودند ذهن انسان همانند لوح سفيدي است كه در بدو تولد نقشي در آن وجود نداشته و از محيط متأثر مي شود و نقش مي پذيرد و مي تواند از اطلاعات و معلومات انباشته شود . بر اين اساس ، مهمترين امتياز كودكان بر يكديگر ، داشتن قوه حافظه ي قوي و جذب مطالب و حقايق بود (مشكلاني ، 1376) .

نوع ديگري از طرز تفكر اينست كه ذهن به عنوان منبعي فعال است و هر نقش ، اطلاعات و معلومات را به همان شكل كه از محيط مي گيرد ، در خود جاي نمي دهد . ذهن موجودي فعال است ، مطلب را مي‌گيرد ، تجــزيه و تحليل مي كند و در واقــع انبار ذخيره اطلاعات نيست (دان هيل ،1995).

روش تدريس مورد تأكيد دو نوع طرز تفكر نيز ، متفاوت است . روش تدريس مورد تأكيد در طرز تفكر نوع اول ، روش تدريس منفعل است ، دانش آموزان فقط به گوش كردن مطالب مي پردازند يا مطلبي را حفظ مي كنند . روش تدريس مورد تأكيد در طرز تفكر دوم ، مي‌تواند فعال باشد ، يعني دانش آموزان در جريان آموزش ، نقش فعالي خواهند داشت و كارشان صرفاً حفظ كردن و يا به خاطر سپردن اطلاعات و معلومات نيست ، بلكه از قدرت تجزيه و تحليل برخوردار هستند( مشكلاني ، 1376) .

در روند تعليم و تربيت ، روش هاي فعال تدريس به منزله ابزارهاي كار معلمان تلقي مي گردند ، هر اندازه كه با روش هاي متفاوت آشنا باشيم ابزارهاي متعددي را در اختيار خواهيم داشت . توسط اين ابزارهاست كه مي توان محتوا و مواد دلخواه را با توجه به عامل زمان و مكان در اختيار دانش آموزان قرار داد ( قورچيان ، 1379) .

روش هاي فعال تدريس جزو مهارت‌هاي حرفه اي معلمان محسوب مي شود و هنر معلم در كيفيت انتخاب و اجراي آن هاست . از آنجا كه اطلاعات و توانايي هاي افراد متفاوت است ،‌نحوه يادگيري و چگونگي آموزش آن ها نيز متفاوت خواهد بود .به اين سبب ، معلمان بايد به روش هاي گوناگون تدريس مجهز باشند تا بتوانند بر اساس توانايي فراگيران خود ، تدريس مطلوبي را ارائه دهند . امروزه روش هاي فعال تدريسي كه بتواند فعاليت هاي دانش آموزان را تقويت و يادگيري را به يك جريان دو سويه تبديل كند ، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد . حاصل روش هاي فعال تدريس ، يادگيري اثر بخش و اكتشافي است كه دانش آموزان با راهنمايي معلم به آن دست مي يابند . ولي متأسفانه امروزه اغلب فرآيندهاي آموزشي ، آثار و اهداف مورد نظر يادگيري را به دست نمي‌آورند و كلاس محل تكثير دانش و اطلاعات مي شود و معلم مي كوشد كليه مفاهيم را در ذهن دانش آموزان انبار كند و خلاقيت ، نوآوري و رشد استعدادهاي آنان را ناديده بگيرد كه چنين يادگيري نيز پايدار نخواهد ماند (فضلي خاني ، 1378).

بيان مسـأله

براي يادگيري مطلوب و تربيت عقلاني دانش آموز ، شيوه هاي تدريس فعال يكي از موفق ترين راهكارهاي آموزشي است . نظريه هاي موجود و يافته‌هاي تحقيقات انجام شده ، گواه اين مطالب است كه دانش آموزاني كه با فرايند ياددهي ـ يادگيري فعال ، آموزش ديده اند نسبت به ساير دانش آموزان پيشرفت تحصيلي بهتري دارند (فقيهي،1379).

در مورد فرآيند ياددهي ـ يادگيري و روش هاي آموزش ،‌دو ديدگاه متفاوت وجود دارد .

ديدگاه نخست :رويكرد رفتاري وتدريس نتيجه مدار است . در اين ديدگاه رفتارگرايان بر اين باورند كه بسياري از رفتارهاي انسان در اثر شرطي شدن آموخته مي شود و از همين شيوه بايد براي تدريس مواد و محتويات درسي استفاده كرد (احمدي ، 1380) .

از نظر رفتارگرايان ، عامل كنترل كننده رفتار ، محيط است و نه فرآيندهاي ذهني و شناختي . بنابراين ، در جريان تدريس مي توان از طريق دستكاري و تغيير شرايط محيطي ، رفتار مورد انتظار را در يادگيرنده به وجود آورد . در آموزش هاي مبتني بر اين ديدگاه ، هدف هاي آموزشي تا سطح هدف هاي رفتاري تجزيه مي شود . اين هدف ها در سه قلمرو شناختي ، عاطفي و روان حركتي و در سطوح مختلف طبقه بندي مي شوند و اين باور وجود دارد كه دستيابي به هدف‌هاي سطوح بالاتر مستلزم پشت سر گذاشتن و عبور از هدف هاي سطوح پايين تر است (احمدي ،1380) .

ديدگاه دوم :رويكرد شناختي و تدريس فرآيند مدار مي‌باشد كه يادگيري حاصل كوشش ذهني يادگيرنده و فرآيندهايي است كه از طريق آن ، فرد بر اساس اطلاعات دريافت شده به تنظيم مجدد مفاهيم و تجاربي مي پـــردازد كه در نهــايت به ايجــاد الگوي جــديدي از بينش منجر مي‌شود .در اين ديدگاه ، بر خلاف رويكردهاي رفتاري كه صرفاً به روابط ميان درون داده هاي محيطي و برون داده هاي رفتاري پرداخته مي شود ، براي فرآيندهاي ذهني به عنوان يك عامل مهم ، نقش اساسي در نظر گرفته مي شود . در اين ديدگاه ، يادگيري حاصل بينشي است كه يادگيرنده در ذهن خود به آن دست مي يابد و محصول اين بينش ، به صورت تغيير در دانش ها ، مهارت ها ، نگرش ها در رفتار فرد ظاهر مي شود ( سيف ، 1370) .

در روش هاي تدريس فعال ، يادگيري بيشتر به صورت يك فرآيند در نظر گرفته مي شود . در روش هاي تدريس فرآيندي كه به روش هاي فعال ، اكتشافي و ارگانيك شهرت دارند ، نقش اصلي به يادگيرنده واگذار مي شود ، اوست كه با كوشش جسمي ، عاطفي و عقلي خود در فرآيند يادگيري درگير مي شود .در اين روش ها معلم بيشتر در نقش تسهيل كننده و ايجاد كننده فرصت هاي مناسب براي يادگيري ظاهر مي شود (احمدي ،1382) .

 

صفحه قبل | صفحه بعد

 

 

 

 
     

 

 
jhk
ggh