مقالات ارائه شده
 
 

 

صفحه  | 1 | 2 | 3| 4 |

آموزش وپرورش در عصر جهاني شدن

نويسنده:سيد شهرام اسدي

چكيده

واژه جهاني شدن به مفهوم فرايند جامعه بازيادهكده جهاني اطلاق مي‌شود كه در آن همگان از حقوق برابر نظير آزادي بيان، رشد فكري، آرمان يكپارچگي،انجمن‌هاي علمي، فرهنگي و صنعتي با ارشاد مديران شايسته و رهبران كارآمد آموزشي بر خوردار باشند، به فعاليت‌هاي اقتصادي و مبادلات تجاري بپردازند، گفت وگوهاي گروهي و جمعي ميان آنان بر پايه‌هاي منطق، تناسب اجتماعي گفتار و آموزه‌هاي بهداشت رواني استوار باشد، در روابط متقابل از همكاري مثبت و تعامل اثر بخش بهره بگيرند، از آموختن مادام العمر و رشد همه جانبه خويش – در جهاني كه فناوري اطلاعات و ارتباطات به سرعت در حال پيشرفت و دگرگوني است- لذت ببرند، فراتر از خودخواهي بينديشند و به ديگر خواهي تمسك جويند. افراد در اين دهكده جهاني به آرمان‌هاي انسان دوستانه و خير‌خوهانه جامعه بشري پاي بندند، به پيروي از پيامبران الهي ، مصلحان نوع دوست و شايستگان ارشادگر، زندگي اجتماعي را در حيات همنوعان و آسايش و سعادت خود را در خوشبختي رفاه ديگران جست‌و جو مي‌كنند. از طريق مديريت آموزشي تأثير گذار، فرايند ياددهي- يادگيري را بازبان و اصول گفتمان مناسب و با روش‌هاي سازنده و راهبردهاي بهينه وتبادل فرهنگ‌ها دنبال مي‌كنند، افراد جامعه انساني را مي‌پذيرند، عقايد آنان را درك و تحمل مي‌كنند تا به مرحله خود هدايتي نائل شوند (كرمي‌پور، 1382. )

آنان كه به ديده مثبت به جهاني شدن نگاه مي‌كنند، جهاني شدن را انقلابي مي‌دانند كه سرانجام آن پديد آيي تمدني است اطلاعاتي؛ تمدني كه بيش از آن به زمين، سرمايه و مواد خام متكي باشد، مبتني بر خلاقيت بشري و نبوغ و ابتكار اوست. در جامعه جديد كه آن را جامعه اطلاعاتي نيز ناميده‌اند، دانش، كالاي اصلي است كه در بازار مبادله مي‌شود و اگر سرمايه و كار، عوامل اصلي اقتصاد جامعه صنعتي بودند، اطلاعات و دانش عوامل مؤثر در جامعه اطلاعاتي‌اند. در اين نوشته چند پرسش مطرح مي‌شود: تأثير جهاني شدن برنظام تعليم وتربيت چيست؟پي‌آمد ايجاد جامعه اطلاعاتي بر اين نظام چيست؟ نقش معلم در جامعه اطلاعاتي چيست؟ فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) چه تأثيري بر نظام تعليم و تربيت مي‌گذارد؟ فرآيند نظام‌دار و هدايت شده ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزشي به چه صورت بايد باشد؟ پاسخ به سوالات فوق مي‌توان ويژگيهاي آموزش و پرورش را در عصر جهاني شدن را ارائه نمايد .

مقدمه

از عمر رسمي جهاني شدن كه هم اكنون دوران طفوليت خود را پشت سر گذاشته ، ديرزماني نمي‌گذرد. اما، قدمت غير رسمي آن با آغاز زندگي آدم و حوا همراه بوده است، زيرا اولين فلسفه سنگ بناي خانواده، رهايي از من و ما شدن،‌يعني انسجام و يكپارچگي بود كه بعد‌ها با تفاوت‌هاي جزئي در ميان طوايف گوناگون ، گروهها و جماعات بشري را بنيان نهاد. فلسفه‌هايي كه موجب ابداع نظريه‌هاي آگاهي اجتماعي و تكميل آنها به مرور زمان در زمينه‌هاي پويايي گروهها ، وفاق همگاني و ساختارگرايي شده است ،آموزش و پرورش را برپايه اجتماعي شدن بنيان نهاد. همراه با سير پيشرفت علم و فناوري و ترويج نظريه‌هاي كل گرايي ، سيستمي، جهان شمولي، بين‌المللي، سيستم باز يا نظام آزاد جهاني، جانشين سيستمهاي بسته‌اي شد كه قرنها از الگوهايي چون مديريت علمي 1 و ديوان سالاري (بوركراسي) پيروي كرد و كاركنان از آزادي بيان و خودشكوفايي 2 محروم بودند و فقط در زمينه‌ كاري آن هم با كنترل شديد سازماني حق اظهار نظر داشتند. ديري نپاييد كه با كوشش و دانش پژوهي گروهي از روان‌شناسان ، جامعه شناسان و مردم شناسان و با تنظيم الگوهاي مديريت روابط انساني ، تعاوني و مشاركتي ، نظريه سيستم باز مطرح شد و با تاكيد بر نيازها ، علايق و انگيزه‌هاي انساني كه با فرايند آن سازگار است منجر به ارتباط منطقي و تعامل اجتماعي شد. امروزه جهاني شدن 3 ، يكپارچگي 4 ، تعميم گرايي 5 ، سيستم باز، نظام آزاد جهاني ، بين المللي شدن ، نظم نوجهاني با واژه‌هاي متفاوت اما به مفهوم يكسان در فرهنگ‌هاي مكتوب و مدون، مدرج شده و مورد بررسي و نقد و مباحثه نظريه سازان و نظريه‌پردازان جهاني قرار مي‌گيرند.در نظام آموزش كشور نيز مفاهيمي نظير يادگيري مداوم 6 ، ارتباط آموزش و پرورش با نهادهاي حرفه‌اي، ارائه به هنگام آموزش و پرورش و ايجاد برابري آموزشي صرف‌نظر از نژاد، جنس ، فرهنگ و قوميت به طور جدي مطرح است (بابا زاده ، 1381)

فناوري اطلاعات در جهان امروز ، چشم اندازهايي را براي جهانيان به ارمغان آورده است كه بر تمام ابعاد زندگي سياسي، نظامي، افتصادي ، اجتماعي و آموزشي انسان قرن بيست و يكم تأثير گذاشته است، به گونه‌اي كه بيشتر فراگيرندگان را به سمت رايانه‌ها و آموزش كار با آنها سوق داده است. كسب آگاهي ، تحصيل دانش و اتصال اطلاعات ، مهارت آموزي و تجديدنظر در نگرشها را با استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي معاصر تسهيل و تسريع كرده است. نفوذ رايانه‌ها در زندگي بشر ، جهاني شدن آموزش، تبديل اقتصاد سنتي به اقتصاد اطلاعاتي و دانش محور را در آينده بسيار نزديكي نويد مي‌دهد، مبادله اطلاعات در فرايند مديريت سازمانها به ويژه ، مديريت آموزشي مرزهاي جغرافيايي را از بين برده و جهان پهناور را با آن همه تضاد و شگفتي به هم نزديك كرده است . به عبارت ساده فاصله‌ها را بسيار تقليل داده است . نظامهاي اطلاعاتي از لحاظ توليد خدمات و كالا، بازاريابي و توزيع ، تغييرات شگرفي را در گيتي به وجود آورده‌اند. بدون شك دانش و اطلاعات كه از طريق ارائه محتوا و راهبردهاي آ ‎ موزش رسمي گسترش مي‌يابد، در توليد و تربيت نيروي انساني و توسعه پايدار موثر است. رايانه‌ها با فراهم كردن فرصت لازم براي تمرين و كسب دانش بشري و پرورش دانش آموزان به آموزش مدرسه‌اي ياري مي‌دهند .

سرعت چرخه نظام اطلاعاتي در طول دوره‌هاي زندگي بشر هرگز به اين اندازه نبوده است. در اين قرن، اطلاعات و ارتباطات به حدي گسترش يافته كه علاوه بر وحود چشم‌اندازهايي نظير آموزش مشاغل با چالشهايي مانند ايجاد مدارس مجازي و كاهش نياز به نيروي انساني را در پي داشته است. علم و فناوري در عصر فراصنعتي با سه ويژگي تغييرپذيري، ريزسازي و سرعت از دوره صنعتي متمايز ميشود (لاودن ، 1380 ،ص11) با اين توضيحات در اين مقاله سعي مي‌گردد ويژگيهاي آموزش و پرورش در عصر جهاني شدن مورد بررسي قرار گيرد .

جهاني شدن چيست؟

جهاني شدن به زبان ساده فرايند اجتماعي شدن ، انسجام ، پذيرش مردم ، تحمل عقايد آنان و سازگاري و حسن سلوك با مردم به طور متقابل است. در جريان تبادل افكار انديشه‌هايي تبيين مي‌شود كه در هدايت و آموزش طرف مقابل اثربخش است . جهاني شدن داراي جنبه‌هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي است و با روشهاي مناسب و اصول مربوط به هدفهاي گوناگون ، فعاليتهاي لازم را تعقيب و از راهبردهايي براي تسريع و تسهيل در نيل به آرمانها استفاده مي‌كند. حال مي‌توان تعريفي از جهاني شدن ارائه داد كه در ادامه به آن مي‌پردازيم : درك متقابل 7 و تفاهم سازگار به منظور ايجاد ارتباط منطقي و اثربخش كه به تعامل اجتماعي 8 ، فرهنگي ، اقتصادي ، آموزشي و زيست محيطي صرف‌نظر از نژاد، جنس، آيين و قوميتهاي گوناگون منتهي مي‌شود. با تجزيه و تحليل اين تعريف ، فراهم سازي بستر فرهنگي جهاني شدن و يكپارچگي نياز به ايجاد مراكز يادگيري و آموزش دانشگاهي دارد كه كليد آن در دست رهبران آموزشي است كه با استفاده از الگوي مديريت مشاركتي 9 يعني كار با مردم و براي مردم و ارتباط متقابل آموزش و پرورش ، دانشگاه و صنعت زمينه‌سازي كرده ، با آموزشهاي كافي و به هنگام به مثابه فرايندي بزرگ ميان مرزهاي سنتي 10 ، فرهنگهاي گوناگون رشته‌هاي علمي پيوندي برقرار كند (بابازاده ، 1381. )

پيدايش نظام نو ارتباطات الكترونيكي كه عرصه آن نظام جهاني است و ويژگي‌اش يكپارچه‌سازي همه رسانه‌هاي ارتباطي و تعامل بالقوه است ، در حال تغيير فرهنگها است و آنها را دگرگون مي‌كند. از اين منظر جهاني شدن تمدن اطلاعاتي را بنا مي‌كند كه اتكاي آن به زمين ، سرمايه يا موادخام نيست، بلكه مبتني بر نيروي خلاقيت بشري و نبوغ و ابتكار او است. تمدني كه دانش در آن منبع ارزش قلمداد مي‌شود و به همان گونه كه در جامعه صنعتي سرمايه و كار عوامل اصلي توليد را تشكيل مي‌دادند ، در جامعه اطلاعاتي دانش ، عامل اصلي توليد به شمار مي‌آيد (كاستلر، 1380. )

در عصر دانش و اطلاعات با استفاده از ارتباطات رايانه‌اي مرزهاي دانش از هم گسيخته و محيط يادگيري به شكلي جديد معنا مي‌يابد. فناوريهاي اطلاعات در پيدايش روشها و اشكال نوي از تعليم و تربيت تاثير گذاشته و به فضاهاي آموزشي وارد مي‌شود. اين موضوع از اواخر قرن بيستم ميلادي به مثابه يكي از خط مشي‌هاي اساسي كشورهاي در حال توسعه مطرح شده است. براين اساس محيط مناسب براي يادگيري بايد همواره و در سطحي وسيع و با انعطاف‌پذيري لازم در دسترس همگان قرار گيرد .

در اين نوع نگرش ديوارهاي بسته مدارس و مراكز آموزشي فروريخته و آموزش هميشه و در هر كجا در اختيار افراد قرار مي‌گيرد. از اين رواست كه اهميت نقش فناوري‌هاي نو اطلاعاتي و ارتباطي در عصر اطلاعات رخ مي‌نماياند. با استفاده از اين فناوري‌ها جست و جوي اطلاعات مورد نياز به صورت فردي امكان پذير شده و شكل جديدي از يادگيري‌ مادام‌العمر ظهور مي‌يابد .

صفحه بعد | صفحه قبل



 

 

 

 
     

 

 
jhk
ggh