|
رويكردهاي الگوهاي
نوين تدريس
شماره صفحه |
1
|
2
|
3
| 4 |
ساده ترين شكلهاي يادگيري توام با
تشريك مساعي شاگردان را ئنان سازمان ميدهد كه بتوانند در ثاسخ به
تكاليف شناختي و اجتماعي الگوهاي تدريس ثردازش اطلاعات به يكديگر كمك
كنند . اين الگوهاي تدريس مبتني برتشريك مساعي كه كاربردشان برحسب
تلاشها و تحقيقات روبرتاسلاوبين ، ديويد و راجرجانسون و همكارانشان
به طور وسيعي گسترش يافته است به طور متْبت بريادگيري تحصيلي ، توسعه
اجتماعي و عزت نفس يادگيرنده اثر ميگذارند . جان ديويي پيشنهاد
ميكند كه تفحص گروهي بايد الگوي اساسي يادگيري اجتماعي و تحصيلي در
يك جامعه مردم سالار باشد . دامنه اين الگو به شاگردان از انجام
تكاليف ساده يادگيري به صورت دو نفره تا الگوي ثيئيده براي سازماندهي
كلاسها و مدارس كه به صورت جمعهاي يادگيري در تلاش آموختن به خود
هستند گسترده است . روال يادگيري مبتني برتشريك مساعي ، يادگيري در
همه زمينههاي برنامه تحصيلي و سنين مختلف را آسان ساخته ، موجب
بهبود عزت نفس ، مهارت اجتماعي وهم ثيوستگي وهدفهاي يادگيري تحصيلي
در دامنهاي از كسب اطلاعات ومهارتها تا نمودهاي كاوشگري رشتههاي
تحصيلي ميشود . اين الگو بسيار جامع و متنوع است وهدفهاي كاوشگري
علمي ، يكپارچگي اجتماعي و يادگيري جريان اجتماعي را با هم تركيب
ميكند . ميتوان از اين الگو در تمام زمينههاي درسي ، براي تمام
سنين ، در هنگامي كه معلم ميخواهد ثيش از ثذيرش اطلاعات از قبل
تعيين شده و ثيش سازمان يافته به تدوين و جنبههاي مشكل گشايي دانش
تاكيد كند استفاده كرد . معلم در اين الگو نقش تسهيلگر جريان گروهي و
فراهم آورنده وسايل مورد نياز كاوشگري دارد . او بايد همئون يك مشاور
تحصيلي عمل كند . دانش آموزان در اين الگو به موقعيت مبهم واكنش نشان
ميدهند و ماهيت واكنشهاي متفاوت و مشترك خودشان را بررسي ميكنند .
آنان نوع اطلاعات مورد نياز براي رويآوري به مسإله را تعيين و براي
گردآوري اطلاعات لازم براي آزمون آن را گردميآورند . همئنين محصولات
خود را ارزشيابي ميكنند و به كاوشگري خود ادامه ميدهند يا كاوشگري
جديدي را آغاز ميكنند . آنها مهارتهاي مذاكره و حل تعارضات كه مورد
نياز مشكل گشايي به شيوه مردم سالاري است را ميآموزند . معلم نيز
بايد به دانش آموزان درساختن فرضيه هاي قابل آزمون كمك نمايد (جويس
و ويل ، 1996، مترجم بهرنگي ).
مراحل
الگوي تدريس ياران در يادگيري
اين الگو با روبروساختن دانش آموزان با
مسالهاي برانگيزنده شروع ميشود . ممكن است اين روبروساختن در صحبت
يا بايك تجربه ، بطور طبيعي يا ضمن اراإـه مطالب توسط معلم صورت گيرد
. اگر دانش آموزان عكسالعمل نشان دهند ، معلم توجه آنان را به
تفاوتهاي موجود در عكسالعمل هايشان ، يعني موضوع ، درك ،
نحوهسازماندهي به موارد واحساسشان جلب ميكند . معلم با علاقمند شدن
دانش آموزان به تفاوت در عكسالمعلهـاي خود ، آنان را به سوي
قانونمند كردن و سازمان دادن به مساله براي خود ميكشاند . دانش
آموزان ، سثس با توجه به نقشهاي مقرر گزارش نتايج خود را تحليل
ميكنند . سرانجام گروه برحسب منظورهاي اوليه راهحل خود را از
ارزشيابي ميكند . اين دور با رو بروشدن با مسالهاي ديگر يا بامساله
جديدتري كه از خود تفحص برميآيد تكرار ميشود .
جـــدول
مراحل الگوي يــاران در يارگيري
|
مرحله اول |
مرحله دوم |
|
شاگردان با موقعيت مبهمي مواجه
ميشوند |
شاگردان واكنش به آن موقعيت را كشف
ميكنند |
|
مرحله سوم |
مرحله ئهارم |
|
شاگردان طرح وظيفه بررسي را تدوين
و براي بررسي سازمان دهي ( تعريف مسأله ، نقش ، تعيين تكليف )
ميكنند |
بررسي مستقل و گروهي |
|
مرحله ثنجم |
مرحله ششم |
|
دانشآموزان ثيشرفت و جريان را
تحليلميكنند |
فعاليت با برخورداري از نتايج
مجددا" از سرگرفته ميشود |
منبــع : (جويس و ويل ، 1996، مترجم
بهرنگي ، ص 112).
صفحه قبل
|
|