----------------
-----------------
 
 
ليست مقالات ارائه شده
 
 

 

افسردگي

صفحه | 1 | 2 | 3 | 4 |5 |

مقدمه:

از دیر باز به عنوان یکی از نابسامانی های روانی عمده شناخته شده است. اما در دو دهه اخیر اهمیت این بیماری، هم از حیث رنج و آزادی که مبتلایان به آن تحمل می کنند و هم از لحاظ بار سنگینی که این ناراحتی بر منابع درمانی ملت ها تحمیل می کند، بیش از بیش مورد توجه قرار گرفته است.از نظر محققان، در دو دهه اخیر افسردگی جای تشویق و اضطراب را که بعد از جنگ بین المللی دوم به عنوان مهمترین عارضه روانی تلقی می شد، گرفته است و اینک رایج ترین نارحتی روانی افراد بالغ را تشکیل می دهد. متخصصان فن از دو دهه اخیر به عنوان دوره جدید ملانکولی یا افسردگی در تاریخ روان پزشکی معاصر نام برده اند)) (مهریار،1373).

افسردگی محدود به زمان و مکان خاصی نیست،بلکه واکنشی در مقابل استرس و حالتی است که در هر زمان و برای هر کس، ممکن است روی آورد. در زندگی هر کس موقیت هایی پیش می آید که خواه نا خواه او را غمگین می نماید. غمگینی یعنی نا خشنودی یا نا رضایی، موقعی که کار ها بر وفق مراد نیست، این حالت با آشفتگی واقعی و تقلیل بینش معنوی شخص همراه نیست . اما افسردگی حالتی است که بر کیفیت خلق تاثیر عمیق گذاشته و نحوه ادراک او را از خویش و محیطش دگرگون می سازد.

غم وغصه ها و ناراحتی های موقتی روزمره و نیز اندوه حاصل از مرگ یک عزیز، افسردگی محسوب نمی شود، افرادی که دچار اندوه و ناراحتی های طبیعی می شوند، ممکن است علایم کوتاه مدت افسردگی را تجربه کنند،اما عموما به عملکردی تقریبا عادی ادامه می دهند و به زودی هم بدون درمان بهبود می یابند.

افسردگی به طرق مختلف بر انسان اثر می گذارد و علایم آن در جنبه های مختلف اعمال ظاهر می شود، افسردگی انگیزش انسان را  تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود که انرﮊی و علاقه فرد به همه چیز کاهش یابد.

همه چیز در نظر فرد افسرده، بی فایده و نا امید کننده به نظر می رسد، عواطف او نیز تحت تاثیر افسردگی قرار می گیرد،احساس خلاء و پوچی، خشم، ناراحتی،  اضطراب، شرم و گناهکاری معمولا افراد افسرده را رنج می دهد. افسردگی در اعمال شناختی انسان تاثیر کرده، موجب می شود که فرد نتواند تمرکز پیدا کند و در مورد خودش، دنیا و آینده، افکار و عقاید منفی داشته باشد. رفتار های زیستی بدن مانند خواب، اشتها، میزان هورمان ها و مواد شیمیایی مغز نیز در اثر افسردگی دچار اختلال می شوند(پورافکاری،1364).

به طور کلی افسردگی باعث کاهش عملکرد مفید افراد بیمار و مخدوش کردن بهداشت روانی خانواده و جامعه می شود. می توان گفت تمام انسان ها در طول زندگی خود کم و بیش به نوعی افسردگی دچار می شوند. افسردگی از دیر باز در جوامع مختلف مورد توجه صاحبنظران، روانشناسان و متخصصین آموزش و پرورش بوده است. از جمله دوره هایی که در آن شیوع بیماری های روانی از جمله اضطراب و افسردگی دیده می شود، دوران حساس نوجوانی است.

در کشور ما تعدادی از نوجوانان  در دوره متوسطه مشغول به تحصیل می باشند و در رفتار بعضی از آنها نشانه هایی از افسردگی مانند اضطراب، عدم اعتماد به نفس و... دیده می شود. این مطلب اهمیت توجه به میزان شیوع افسردگی در بین این گروه و اثرات نا مطلوب آن بر دانش آموزان را باعث می شود، از آنجا که هدف اساسی آموزش و پرورش رشد و هدایت آینده سازان جامعه است و وجود اختلالات روانی از جله افسردگی می تواند مانع از تحقق این هدف مقدس باشد، بنابراین لازم است این گونه موانع شناسایی، بررسی و مرتفع گردد.

 این پژوهش به بررسی میزان افسردگی دانش آموزان دبیرستان ادب شهرستان داران و رابطه آن با وضعیت تحصیلی آنان پرداخته است.

بیان مساله:

افسردگی می تواند به عنوان یک وضعیت و حالت روانی باشد، که نشانگر آن احساس کسالت، کمبود انرﮊی ، نا امیدی و بی علاقگی است. این پدیده گاه به عنوان یک تجربه و گاه یک نگرش به زندگی محسوب و در شکل حاد آن به عنوان یک بیماری محسوب می شود.

مواجهه با بحران های گوناگون زندگی اعم از بحران های رشدی که بیشتر درونی است و یا بحران های عارضی که جنبه بیرونی دارد و رویارویی با وقایع اطراف و حوادث محیطی مانند سوگ، اندوه، شکست های شغلی، اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی به طور طبیعی می تواند منجر به افسردگی گردد(میچل،به نقل از خواجه پور1369).

از جمله مهترین بحران ها می توان به بحران رشدی بخصوص در مقطع نوجوانی اشاره کرد، نوجوانی مرحله ای است که کودکی با همه وابستگی ها، بی خبری و بی مسولیتی ها پشت سر گذاشته می شود و شخص نگران تغییرات جسمی،فیزیولوﮊیکی و روحی خویش برای کسب هویت می باشد. در این مقطع افسردگی از جمله مسایلی است که گریبان گیر نوجوانان است.

مسلم است اگر برای رفع افسردگی در این دوره که گاه به وخامت می گراید چاره ای اندیشیده نشود، خطراتی همچون خودکشی را به دنبال خواهد داشت.((در میان افرادی که دست به خودکشی می زنند، تعداد نوجوانان افسرده بیشتر از سایرین است. از مهم ترین مقدمات خودکشی، افسردگی است و در مجموعه ای از خود کشی های موفق 72 در صد آن هابه علت افسردگی بوده است)) (اخوت،1362، ص 143).

در این پژوهش تاکید بر قشر عظیمی از اجتماع یعنی نوجوانان است که آینده یک نظام را تعیین می کنند و لذا پرداختن به مسایل و مشکلات آنها در واقع دادن اعتبار و ارزش به آنها و برنامه ریزی و سرمایه گذاری برای پیشرفت جامعه خواهد بود.

واسیت (1998) در پژوهش خود نتیجه گرفت که وجود افسردگی در دانش آموزان دبیرستانی موجب کم شدن رغبت و انگیزه به فراگیری تحصبلات بالاتر و ورد به دانشگاه می شود. حبیبی نیا(1375)نیز بین عدم موفقیت تحصیلی  و میزان افسردگی رابطه معنا دار پیدا کرده است.

 

صفحه قبل | صفحه بعد

 

   هرگونه كپي برداري از مطالب سايت بدون ذكر نام سايت غيرمجاز مي باشد  

 
 
     

 

 
jhk
ggh