|
صفحه اصلي>
مجله خانواده >
سرچشمه وسوسه هاي شيطاني
سرچشمه وسوسه هاي شيطاني از كجاست؟
راه رهایی آن چیست؟
در حديثي از امير مؤمنان علی (علیه السلام) مي خوانيم:
«اياك وحب الدنيا
فانها اصل كلي خطيئه و معدن كل بليه؛ از حب دنيا بپرهيز كه
اصل هر گناه و كانون هر بلا است» (1).
در حديث ديگري آمده است:
«رأس كل خطيئه حب
الدنيا؛ علاقه به دنيا منشأ هر خطا و گناه است» (2).
اگر انسان علاقه شديد به دنيا پيدا كرد و فريفته آن شد، به تعبير
احاديث، اين عشق و محبت او را كور و كر مي سازد و چشم حقيقت بينِ
او بسته مي گردد و عيوب دنيا و نقايص و آفات و بلاهاي آن را نمي
بيند و نمي شنود و آن را يك سره زيبا و بي عيب مي بيند و همه فكر و
انديشه و توان خود را صرف پرداختن و رسيدن به بهره مندي بيشتر از
دنيا مي كند. محبت دنيا همه قلبش را پر مي كند و ديگر جايي براي
محبت حق و حقيقت و خداي متعال در دلش نمي ماند پس جز به دنيا به
چيزي نمي انديشد و هدف و مقصد ديگري ندارد.

در اين حال كه مطلوب و محبوب انسان دنيا است به هر
چيزي كه مانع رسيدن او به لذت ها و بهره مندي هاي دنيا باشد به چشم
دشمني مي نگرد و آن را دشمن و مانع و مزاحم خود مي بيند و سعي در
ريشه كن كردن و برداشتن آن از سر راهش مي كند. اينجاست كه تحت
ولايت شيطان قرار مي گيرد و جان و احساس و ادراكاتش تحت تدبير و
تصرف شيطان قرار مي گيرد: زشتي هاي دنيا در نظرش زيبا جلوه مي كند
و حقايق و معارف اصيل و پايدار چون با اين محبت و عشق او تعارض
دارد در نظرش زشت و دور از واقعيت و اوهام مي آيد.
اينجاست كه وجود انسان و ادراك و احساس و خيال او
توسط لشكريان شيطان اشغال مي گردد و ديگر درك درست و مطابق با
واقعي نسبت به امور و حقايق عالم نخواهد داشت. شيطان حق را در نزدش
باطل و باطل را حق جلوه مي دهد (هرچه اطرافیان سعی در راهنمایی به
راه درست دارند در نظر چنین شخصی خلاف واقع و بدخواهی تلقی می
شود)و اين همان معناي تزيين شيطان و فريب اوست و نتيجه آن مستقل
پنداشتن خود و اعتماد به علم و انديشه و عمل خود و غفلت از
پروردگار و رو آوردن به اوهام پوچ و اعتقادات ناصواب است كه هرگونه
انحراف و شرك و ظلمي از آن زاييده مي گردد.
پس وسوسه هاي شيطاني ناشي از محبت افراطي به دنيا
و دلبستگي شديد به آن است كه ريشه همه مفاسد و رذايل اخلاقي و
خودخواهي و پستي است و از محدوده عالم خيال تجاوز نمي كند و نمي
تواند به عالم عقل راه يابد.
بنابراين انبيا و اولياي الهي كه بر اوهام و
خيالات خود مسلطند و حاكم بر وجود آن قوه عقل است و مملكت وجودشان
و قوه خيال و وهم آنها تحت تدبير قوه عقل آنهاست، شيطان بر آنها
نفوذي ندارد و نمي تواند در دل آنها وسوسه كند و عواطف و احساسات و
ادراكات آنها را دستخوش هجوم و حمله خود قرار دهد. خداي متعال در
قرآن كريم مي فرمايد:
«ان عبادي ليس لك
عليهم سلطان الا من اتبعك من الغاوين؛تو بر بندگان من تسلطي
نداري مگر گمراهاني كه پيرو تواند» (3).
يعني خداوند براي شيطان تسلطي بر بندگانش قرار نداد مگر آنان كه از
او پيروي كردند و او را سرپرست و مولاي خود قرار دادند و زمام
تدبير خود را به دست او سپردند.
بايد توجه داشت كه وسوسه هاي شيطان هر چند قوي و
نيرومند باشد از انسان سلب اختيار نمي كند، بلكه باز انسان مي
تواند با نيروي خرد و ايمان در مقابل آن ايستادگي كند، گرچه مقاومت
در برابر آن نيازمند پايمردي و مجاهده و تحمل درد و رنج است.
بنابراين مي توان با خارج ساختن محبت دنيا از قلب و روح و جايگزين
كردن محبت الهي و تقويت اراده و زدودن رذايل نفساني و تقويت نيروي
عقلي و خرد و فاصله گرفتن از آرزوهاي طولاني و بي پايان و اوهام و
خيالات باطل و داخل شدن در دژ مستحكم بندگي خدا و پا نهادن راستين
در صراط مستقيم الهي بر وساوس شيطان غلبه كرد و شيطان را رام خود
ساخت.
1.غرر الحكم، ص 150
2.بحارالانوار، ج 3، ص 7
3.حجر، آيه 42
منبع:
www.v-montazar.com
هرگونه كپي برداري از
مطالب سايت بدون ذكر نام سايت غيرمجاز مي باشد

------------------------------------------
تماس با ما:
info@danayan.ir
تلفن: 2214659-
0321
------------------------------------------
|