|
چهار روش برای این که
کمتر عصبانی شوی
فرض کن از خرید برگشته ای
دستانت پر است چون چهار پاکت سنگین را حمل می کنی. در هر پاکت مواد
مختلفی وجود دارد. یکی از آنها محتوی میوه و انواع سبزی ، یکی دیگر
محتوی آب و نوشابه سومی پر از بسته های نان و چهارمی هم حاوی بستنی
و مواد فریزری. حالا فرض کن عصبانیت تو در این چهار پاکت قرار
دارد. پاکت اول حاوی اعمال خشونت وار توست. پاکت دوم حاوی افکار
خشونت وار تو و پاکت سومی حاوی احساسات ناشی از عصبانیت تو و
چهارمی حاوی حال و هوای عصبانی تو. حالا ببین تو چه بار سنگینی را
عمل می کنی. احساس بهتری نداری اگر آنها را بر زمین بگذاری؟
چه بسا سالهاست که این پاکت ها
را با خودت به این سو و آن سو می کشی. اما لزومی ندارد آنها را با
خودت حمل کنی. آنها که به بدن تو نچسبیده اند می توانی از شرشان
خلاص شوی. می توانی این اعمال, افکار و احساسات و حال و هوای ناشی
از عصبانیت را رها کنی.
هدف از این بخش کمک به توست تا
این چهار پاکت خشم را به زمین بگذاری. برای این کار لازم است یاد
بگیری که چه کنی. باید هر روز از مسائل مختلف سر در بیاوری و بدانی
چطور خودت را آرام کنی. یا حتی بهتر است نگاهی دقیق تر به معنای
خشم در زندگی ات بیندازی و آن را بشناسی.
در وهله اول
اعمالت را عوض کن
"نیکی" حسابی عصبانیت است. او
شایعه ای شنیده مبنی بر اینکه پای زن دیگری در زندگی زناشویی اش
درمیان است. او یک شانه تخم مرغ و یک پاکت آرد را با هم مخلوط می
کندو به محل کار شوهرش آلبرتو می رود و مواد را روی اتومبیل او می
ریزد و یادداشتی هم می گذارد: ازت متنفرم ، آلبرتو ... دیگر به
خانه نیا. خداحافظ تا ابد. آلبرتو می داند این کار دقیقا کار چه
کسی است. او یکی دو بار به خانه زنگ می زند تا بالاخره نیکی جواب
می دهد. چرا این کار را کردی؟ دیوانه شدی؟ از قضا معلوم می شود که
آلبرتو بیگناه است. او هرگز در زندگی زناشویی اش به همسرش خیانت
نکرده است. اما حالا دیگر دیر شده و نیکی شرمنده و نمی داند چه
باید بگوید.
نیکی قبلا هم یکی دو بار از این
کارها کرده و حتی یکی دو تا از خواستگارانش را فراری داده بود. اما
او تغییر می کند؟ احتمالا نه، چون خودش می گوید: تقصیر من نیست
یکدفعه از کوره در می روم. نمی دانم چه کنم. اصلا دست خودم نیست.
اخلاقم این طور است. بله نیکی زود جوش می آورد ، اما این دلیل نمی
شود.او نباید آن بلا را سر اتومبیل آلبرتو می آورد. او مسئول خشمش
است و نباید اجازه دهد خشمش اختیار زندگی اش را به دست بگیرد.
اولین کاری که او باید بکند تغییر دادن اعمالش است.
در وهله ی
اول تمام اعمال اشتباهت را تغییر بده ، بعد دست به اقدامی بزن.
بیا نگاهی به دو نتیجه این
راهنما بیندازیم. اولا که باید در کارهای اشتباهت تغییری ایجاد
کنی. این کار آسانی است در وهله اول قبول کن که زندگی ات را بد
اداره می کنی. سپس می توانی با تهیه فهرستی دهگانه از اعمال و
حرفهایت به هنگام عصبانیت شروع کنی. حرفها و اعمالی که مشکل ایجاد
می کند. اما حواست باشد باید به جزئیات هم دقت کنی. فایده ای ندارد
که در فهرستت فقط بنویسی: 1- برقراری ارتباط ضعیف 2- رفتار و
برخورد بد 3- بر زبان آوردن حرفهای ناجور. این مسئله خیلی مهم است.
بهتر است فهرستت را به این نحو شروع کنی:
1-
عصبانی
و خشمگین به اتاق خواب می روم و سوت اختیار می کنم.
2-
به
شوهرم می گویم آدم احمق و گیج
3-
حرف
طرف را قطع می کنم و گوش شنوا ندارم، مخصوصا وقتی من اشتباه می کنم
و طرف حق دارد.
4-
زیر لب
بدو بیراه می گویم، ولی صدایم آن قدر بلند است که طرف بشنود.
5-
به
دخترم می گویم عقب مانده ذهنی است.
6-
وقتی
بچه هایم اسباب بازی هایشان را جمع نمی کنند، بقدری آنها را محکم
پرت می کنم که بشکند.
پیشنهاد می کنم چنین فهرستی
تهیه کنی. فهرست را در جیب یا کیفت بگذار و دست کم روزی یکبار به
آن نگاه کن. در صورت لزوم چیزهای دیگر هم به آن اضافه کن. اما نه.
این کافی نیست. لازم است از انجام دادن یا به زبان آوردن آنچه در
فهرست است، دست برداری. همین الان نه بعدا.
حالا به سراغ راهنمای بخش دوم
می رویم: از انجام کاری درست شروع کن. این بخش را اصول جایگزین
نامیده ام. لازم است رفتاری درست را جایگزین رفتار اشتباه کنی. هر
یک از اعمال منفی ناشی از خشمت را با عملی مثبت عوض کن. در غیر
اینصورت در عرض چند روز دوباره به شپسراغ عادت قبلی ات برمیگردی.
پس برای خودت یک فهرست جایگزین هم بنویس و آن را در کنار فهرست
دیگر بگذار. فراموش نکن که باید با جزئیات کامل باشد. فهرستی شبیه
به این:
1-
به جای
اینکه آشفته به اتاق خواب بروم، می نشینم و آرام حرف می زنم.
2-
به جای
توهین به شوهرم اسم واقعی اش را صدا می زنم.
3-
به جای
اینکه وسط حرف مردم بپرم ، به حرفهایشان گوش می دهم.
4-
اگر
حرفی برای گفتن دارم، آن را با صدای بلند ادا کنم نه زیر لبی.
5-
به جای
اینکه دخترم را عقب مانده ذهنی بنامم، به او بگویم چقدر باهوش است.
6-
به جای
اینکه اسباب بازیهای بچه ها را پرت کنم، آنها را به دقت کنار می
گذارم.
به جای کار اشتباهت، هر کاری که
فکر می کنی درست است، بکن. این بهترین راه برای کنترل خشم است.
سپس افکارت
را عوض کن
خوب، حالا کارهایی که می کردی
عوض کرده ای. تو دیگر ناسزا نمی گویی، خشمگین به اتاق پناه نمی
بری، وسایل را این طرف و آن طرف پرت نمی کنی و ... بسیار خوب اما
این تغییرات خوب چندان دوامی نمی آورد. می دانی چرا؟ چون هنوز
افکار خشمگین داری.او آدم بدی است. آنها همگی نادان هستند. از
همشان تنفر دارم. همه اینها در ذهن توست، ولی صرفا آنها را به زبان
نمی آوری. این افکار را برای خودت حفظ می کنی. شاید خیال می کنی
اگر انها را با صدای بلند بگویی به دردسر می افتی. شاید انها را در
دلت نگه می داری به این امید که اگر صدایت در نیاید، خود به خود
برطرف می شوند. اما اینطور نیست. افرادی که خشم خود را در دل نگه
می دارند، مثل عکاسی هستند که پنهانی عکسهایی می گیرد و آنها را
نگهداری می کند. طولی نمی کشد که جناب عکاس عکسهای خود را به این و
آن نشان می دهد. فرد عصبانی هم بزودی مثل کوه آتشفشان فوران می
کند. که من آن را الگوی در دل جمع کن و منفجر شو می نامم. این حالت
را زیاد در مردم دیده ام. تلاش برای تغییر اعمالت بی فایده است.
مگر افکارت را هم تغییر می دهی.
به مثال زیر توجه کن: فکر منفی:
من می دانم هرگز نمی توانم خشمم را رها کنم. پس چرا امتحان کنم؟
کشمکش: بله چرا نباید من بتوانم
کمتر عصبانی شوم؟ مگر من با افرادی که این کار را کرده اند فرق
دارم؟
فکر بدگمانانه: آنها نمی خواهند
من موفق شوم. می خواهند من زمین بخورم.
کشمکش: اصولا آنها کی هستند؟ از
خیال پردازی دست بردار. خدایا باز هم کج خیال شدم.
حالا شاید دلت بخواهد بدانی در
این جا اصول جایگزینی هم وجود دارد یا نه. حق با توست جا دارد.
برای دست کشیدن از خشم صرفا دست کشیدن از کار خشمگین فایده ای
ندارد. تو باید مثبت فکر کنی. سه فکر تازه که مناسب چنین موقعیت
هایی است، به شرح زیر است:
|
صفحه بعد |
هرگونه كپي برداري از
مطالب سايت بدون ذكر نام سايت غيرمجاز مي باشد

|