|
خلاصه کتاب
،قول قول است
(نویسنده وین
دایر)
(ادواردا) دختر
شانزده ساله ای بود. که در سوم ژانویه 1970 در اثر بیماری به اغماء
فرو رفت و در آخرین گفت و شنودش با مادرش چنین گفت : « مادر قول
بده مرا هرگز ترک نمی کنی»و مادرش پاسخ داد:«عزیزم مطمئن باش تو را
ترک نمی کنم و قول ، قول است» و اکنون حدود 38 سال است که ادواردا
در اغما به سر می برد ادواردا در حال حاضر 54 ساله است و مادرش 78
ساله است. «کی (مادر ادواردا)» با روحیه تسلیم و آرامش و در نهایت
قدرت ایمان، با مشکلات و پیچیدگی های زندگی روبه رو شده و به حیرت
انگیزترین شکل ممکن، بر آنها غلبه کرده است. 2 سال پس از اغمای
ادواردا پدرش به علت ناراحتی شدیدی که به خاطر دخترش بر او سنگینی
می کرد، در اثر سکته قلبی فوت کرد و فرزند دیگر این خانواده نیز
بعد از این ماجرا به دام مواد مخدر افتاد و راهی زندان شد. مادر
ادواردا که مسئولیت دخترش بر عهده او بود، ناچار به ترک شغل معلمی
خود شد و این در حالی بود که هزینه های پزشکی، 4 برابر مبلغی بود
که بیمه در اختیار او قرارمی داد.
خودتان را در آن
حالت تصور کنید هر روز ناگزیر باشید غرض بگیرید، تصور کنید دختر 16
ساله تان که سالم و شوخ و پر شور و نشاط بوده، ناگهان روزی دچار
اغما شود و از صحبت و حرکت و ارتباط باز ایستد. هر 2 ساعت، به
وسیله لوله بینی، باید به او غذا بدهید، خون او را هر 4 ساعت از
لحاظ کنترل قند، چک کنید و به او 6 بار در روز، انسولین تزریق
کنید. تصور کنید هیچگاه بیش از 1.5 نخوابیده باشید و در حدود 38
سال روی یک صندلی کنار تخت دخترتان استراحت کنید.
«کی» به تدریج با
هزینه های کمر شکن روبهرو شد و زیر بار قرض سنگینی رفت و این در
حالی بود که نه شوهری داشت و نه فرزند دیگرش در کنار او بود. او
بارها از روزنامه نگاران درخواست انعکاس این وضعیت را برای افراد
خیر کرده بود اما «کی» عقاید بزرگ دارد. او یک نوع خدمت را یک
افتخار می داند. او می گوید: «ادواردا یک جسم نیست، روحی معنوی
است، او همانند تمامی انسانهای روی زمین، تکه ای از خداوند است
بنابراین روح او ، وجود او غنیمت و مقدس است» از نظر «کی» در اغمای
دخترش درسی نهفته است و امتحانی از طرف خداوند می باشد. مادر
ادواردا تنها عشق و فداکاری مادرانه ندارد، او سرشار از ایمان و
معنویات است. روحیه اش، گفتارش، امیدش، خدماتش همه به اتصال محکم
او با خداوند گواهی می دهد. مادر ادواردا معتقد است که پس از این
دنیا، ادواردا سالم می شود و او بار دیگر می تواند در کنار دختر
سالمش در دنیای دیگر، زندگی شیرینی داشته باشد و زندگی دوم را بدون
مرگ و پایان ناپذیر و مداوم می داند. من(وین دایر) پس از معاشرت و
مصاحبت با مادر ادواردا 9 درس مهم را فرا گرفتیم:
1-
بدون
هیچ چشمداشت و فقط به دلیل و انگیزه دوست داشتن، خدمت کنیم.
2-
هنگامی
که پریشان و ناراحت و افسرده و ناامید هستیم اوضاع و شرایط «کی» را
به خاطر آوریم و آنگاه نارحتی هایتان کمرنگتر و مضحکتر می شود.
3-
انسان
حتی اگر در مشکلات مالی شدیدی نیز فرو رفته باشد، باز هم می تواند،
با خدمت ، یک سخاوتمند تمام عیار شوند.
4-
ایمان
«کی» به زندگی دوباره بعد از مرگ و امید و اطمینان او به سالم بودن
دخترش در آن دنیا، انعکاس جالبی از یک ایمان عملی است.
5-
مشکلات
شدید «کی» او را از بین نبرد، او حالا آرام ، فعال پر امید و پر
انرژی است، او خدمت را سبب آرامش و انرژی و روحیه محکم خود می
داند، او خدمت را افتخار می داند.
6-
برای تک
تک لحظه هایی که در کنار عزیزانتان هستید، بی نهایت شاکر باشید و
از آن استفاده کنید و لذت ببرید. قدر همدیگر را بدانید. از سالم
بودن نزدیکانتان، از عادت هایشان حتی عادت های بدشان، لذت ببرید.
می توانید نزدیکان خود را در حالی که چند دهه روی تخت در حالت اغما
به سر می برند، تصور کنید.
7-
تمامی
انسانها را واقعی نگاه کنید یعنی آنان را به عنوان یک شخص با فلان
اسم و شغل و فلان نسبت فامیلی نگاه نکنید. دیگران را به عنوان
تکراری از خداوند نگاه کنید. آنان را همانطور که هستند، ببینید.
8-
از تملک
گرایی و مال اندوزی و احساس کمبود، دست بشویید. از مال خود، مقداری
در اختیار نیازمندان بگذارید. ممکن است مخارج یک سفر تفریحی شما که
شاید لازم هم نباشد، زندگی خارج از تحمل یک انسان دیگر را کمی تحمل
پذیر تر کند.
9-
همیشه
حتی در شرایط سخت نیز روحیه بالا داشته باشید یعنی همواره در خود و
دیگران، به دنبال افتخار های معنوی و خدمت رسانی بگردید. مادر
ادواردا هیچوقت گله مند، منتقد و ایراد گیر از وضعیت موجود نشد.
ادواردا هم اکنون شاید
نکته هایی فراتر از این 9 نکته را به تمامی دنیا اموزش می دهد،
نکات کوچکی که همه ما آنها را فراموش کرده ایم. ادواردا هم اکنون
در اغماست اما زندگی ساکت او و مادرش، در هاله ای از نور معنویت
قرار دارد. خانه آنان، یک خانه ساده است اما حال و هوای یک
عبادتگاه را دارد. ادواردا چندی قبل از بیماری، آرزو داشته که در
یک کلیسا، راهبه شود. او مدام به مادش می گفته که حس می کنم خداوند
از من می خواهد دیگران را به مسیر درست زندگی سوق دهم. از من می
خواهد آنچه جهان بیشتر از هر چه به آن احتیاج دارد را ترویج کند.
ادواردا در سالهای قبل از بیماری اش، برای دیگران نمونه ی کاملی از
رفتار معنوی بود او همواره در دبیرستان به عنوان مهربان ترین فرد
نزد دوستان و معلمان شناخته شده بود. او همواره همه مردم دنیا را
دعا می کرد. او می گفت که می خواهد به تک تک مردم جهان از طریق
دعاهایش کمک کند. از خداوند تقاضا می کرد زندگی همه مردم دنیا را
متعالی کند. همه مردم از هر کشوری و از هر مذهبی. از طرفی «کی» در
این ماجرا، تبدیل به یک الگوی رفتاری بزرگ در سطح دنیا شده است. او
و دخترش تصور واقعی هوشیاری برتر و نزدیکی به خدا را به نمایش
گذاشته اند. خانه آنان به طور واقعی یک عبادتگاه است. یکی از
عارفان می گوید:«اگر معبدی در قلبت بنا نکنی،هرگز در هیچ معبدی نمی
توانی حضور داشته باشی.»
«کی اوبارا» در یک معبد
زندگی می کند. لحظات او سرشار از محبت و یاد خداوند است. او همواره
در حال دعاست و ادواردا آرام و ساکت چون راهبه ای بزرگ نور آن
عبادتگاه است.
منبع: www.danayan.ir/magale
هرگونه كپي برداري از
مطالب سايت بدون ذكر نام سايت غيرمجاز مي باشد

------------------------------------------
تماس با ما:
info@danayan.ir
تلفن: 2214659-
0321
------------------------------------------
|