بررسی
تاثير آموزش خانواده بر تغییر رفتار والدین
نسبت به فرزندان خود
پژوهشگر:سید شهرام اسدی
خانواده به عنوان نخستين نهاد اجتماعي داراي نظام فعال ،
پويا و در حال تحول است . و آدمي همواره شاهد بروز تحولاتي پيدرپي
در درون و بيرون
خانواده ميباشد . آموزش اوليا كه توسط واحد آموزشي و با همكاري
انجمن اوليا و
مربيان اداره آموزش و پرورش انجام ميگيرد يك نياز اساسي است و
لازم است اولياي
دانشآموزان با هدف به هنگام كردن اطلاعات خود و آشنايي با
يافتههاي پژوهشي
محققان و متخصصان تعليــم و تربيت و نيز مبادله تجربيات آموزشي و
پرورشي ، در اين
كلاس شركتكنند
.
اهميت نقش والدين و تأثير عميق
و گسترده آن در ابعاد كودكان و نوجوانان ايجاب ميكند كه به
صورتهاي مختلف آموزش
ببينند و با جديدترين اطلاعات و منابع مربوط به مديريت خانواده و
شيوههاي رفتار با
فرزندان آشنا گردند
.
تغيير رفتار والدين به همراه رشد
گامبهگام فرزندان ، امري اجتنابپذير است به نحوي كه ميتوان گفت
به همراه رشد
روز به روز كودكان و نوجوانان والدين نياز مند آموزش، مطالعه و
يادگيري روشهاي
موُثر و جديد تربيتي هستند ، تا الگوهاي رفتاري متناسب با سن و
شرايط فرزندان خود
را به كار گيرند و رفتاري متناسب با شرايط جسمي و رواني آنان داشته
باشند
.
سوُال اساسي اين است كه آيا
كلاسهاي آموزش خانواده به شيوه فعلي در حد خود توانسته است
آگاهيهاي تربيتي لازم
را به والدين ارائه كند ؟ و آيا تغييرات لازم را در رفتار والدين
ايجاد كرده است ؟
تحقيق پيشرو ، با هدف بررسي تأثير آموزش خانواده بر تغيير رفتار
والدين مرد و زن
آموزشديده در دورههاي راهنمايي و متوسطه و مقايسه آن با تغيير
رفتار والدين مرد و
زن آموزشنديده در همان دورهها انجام شد . تعداد 120 نفر از
والدين دانشآموزان
دورههاي راهنمايي و متوسطه شهرستان شهرضا كه 60 نفر از آنها
آموزشديده و 60 نفر
ديگر آموزشنديده بودند بصورت دو گروه آزمايش و كنترل به سوُالات
پرسشنامه پاسخ
دادند
.
اطلاعات و دادههاي حاصل از
اجراي پرسشنامه ، با استفاده از روشهاي آمار استنباطي ( آزمون
كالموگراف
-
اسميرونف ، آزمون مان - ويتني ، آزمون كروسكال - واليس) مورد تجزيه
و تحليل قرار
گرفت . نتايج تحقيق نشان داد كه رابطه معناداري بين آموزش خانواده
و
»
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي والدين - بهبود
راهنماي تحصيلي - هدايت ديني و اخلاقي فرزندان - شيوههاي مناسب
روابط خانوادگي
«
وجود دارد . به عبارت ديگر تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين نسبت به فرزندان خود در بين والدين
آموزشديده بيشتر
از والدين آموزشنديده ميباشد . اين تفاوت در بين والدين
دانشآموزان دوره
راهنمايي كمتر ولي در بين والدين دوره متوسطه بيشتر ميباشد
.
خانواده كوچكترين و اساسيترين
واحد اجتماعي است كه هر يك از افراد جامعه در آن متولد ميشود و
تربيت و پرورش
مييابد در اين ميان نقش پدر و مادر در تربيت فرزند بسيار مهم و
تعيين كننده است
زيرا والدين اولين شكل دهندگان و معماران شخصيت فرزند خود هستند .
بنابراين آموزش
والدين در خصوص مسايل تربيتي موجب ميگردد كه آنان محيط مناسبتري
براي رشد و
شكوفايي استعدادهاي بالقوه فرزندان خود فراهم كنند و اين امر نيز
پيشرفت و بالندگي
افراد خانواده و جامعه را در پي خواهد داشت ( ثابتي ، 1376
)
در
تربيت فرزندان ، خانواده
داراي اهميت و جايگاه مشخصي است . اما آنچه در اينجا مطرح ميگردد
اين است كه
چگونه ميتوان اين نهاد مقدس را به معناي حقيقي خود ، آنطور كه
شايسته است براي
فرزندان و ساير اعضاي خانواده آماده و مجهز نمود ؟ در جواب بايد
اذعان داشت كه
بهترين راه و ابزار در اين امر ، آموزش به افراد خانواده ، بخصوص
والدين محترم است
.
تحولات بسياري در جوامع ايجاد
شده است به همين لحاظ سازمان مركزي انجمن اولياء و مربيان جمهوري
اسلامي ايران به
منظور پيشگيري از آسيبهاي خانوادگي و اجتماعي اقدام به آموزش
اوليا نموده است
.
اين آموزشها كه چندين سال است به صورت مدون اجرا شده و ادامه داشته
است ، توسط
صاحبنظران و كارشناسان امر مورد تجديد نظر قرار گرفته و بصورت طرح
جامعه آموزش
اوليا درآمده است ( ثابتي ، 1377
)
به
هر حال تحقيقات نشان ميدهد
كه
ميزان اثرگذاري و فراگيري آموزش خانواده به مراتب بيش از تنظيم و
تصويب
قوانين داراي تأثيرات پايدار و اساسي در ايجاد نگرش مثبت و تغيير
در طرز تلقي
افراد و رفتار آنها خواهد بود و براي اين آموزش خانواده به مثابه
حقي از حقوق
خانوادهها در نظر گرفته ميشود كه براي دستيابي به آن و تحقق هر
چه بيشتر رشد
فرهنگي هر ملت لازم است (شاهمرادي ، 1378)
برگزاري كلاسهاي آموزش خانواده
تغيير برنامهريزي شدهاي است كه هدف آن نزديك كردن روشهاي تربيتي
و آموزش والدين و
مربيان و در نهايت تغيير در رفتارهاي آنان ميباشد . با توجه به
سطوح تغيير ، هدف
اين تحقيق بررسي ميزان تغيير در سطوح دانش ، نگرش و رفتار فردي
والدين ميباشد
.
كلاسهاي آموزش خانواده نيز بعنوان ابزار تغيير در نظر گرفته ميشود
. برنامه آموزش
خانواده در مدارس راهنمايي و متوسطه بر طبق برنامهريزي سازمان
مركزي انجمن اوليا و
مربيان و ارائه طرح آموزش خانواده از طرف شورايي مركب از استادان
دانشگاه و
مسوُولان انجمن مركزي صورت ميگيرد . با توجه به اهداف طرح آموزش
خانواده انجمن
اوليا و مربيان كتابهاي
»
خانواده و فرزندان در
دوره راهنمايي تحصيلي
«
و
»
خانواده و فرزندان در دوره دبيرستان
«
را توسط استادان طرح جامع آموزش خانواده تأليف و جهت
تدريس در كلاسهاي آموزش خانواده به ميزان 14 ساعت منتشر ساختند
.
در
اين تحقيق
»
تغيير رفتار
«
والدين صرفا
در
محدوده دو كتاب تدريس شده فوق توسط
استادان بررسي ميشود و با توجه به تأثير آموزش خانواده بر تغيير
رفتار سوُالهايي
براساس محتواي دو كتاب فوق در نظر گرفته شده است
.
در
اين مقاله تلاش شده است ميزان
تأثير آموزش خانواده بر تغيير رفتار والدين نسبت به فرزندان خود
توصيف سنجش و
تبيين شود
.
مروري بر ادبيات
تحقيق
در
ميان پژوهشهاي انجام گرفته
در
داخل و خارج از كشور ، كه قابل دسترس بوده است ، پژوهشي كه تأثير
آموزش خانواده
بر
تغيير رفتار والدين را توصيف نمايد ، ملاحظه نگرديد ، لذا مرور
ادبيات اين
مقاله ، شامل نظريات و پژوهشهايي است كه در زمينه استراتژي ،
خطمشيهاي تغيير
رفتار و آموزش خانواده ميباشد
.
هدف
اصلي كلاسهاي آموزش خانواده
اصلاح ، بهبود و تغيير دانش ، بينش و رفتار والدين گرامي است .
تغيير عبارت است از
تحولي كه در وضع موجود پيش ميآيد (هرسيوبلانچارد ، 1372)تحول گاه
مادي است و
گاه غير مادي گاه برنامهريزي شده است، گاه غير برنامهريزي شده
.
تغيير برنامهريزي شده كوششي است
منظم ، منسجم و هدفدار كه با برنامه و طرح قبلي انجام ميگيرد . و
در آن به طور
منظم تلاش ميشود كساني كه تحت آموزش قرار ميگيرند به كسب برخي از
ويژگيهاي علمي
و
رفتاري نايل ميگردند برگزاري كلاسهاي آموزش خانواده ويژه اولياء
كوششي است از
اين نوع كه با هدف نزديك كردن روشهاي تربيتي و آموزش والدين و
مربيان و در نهايت
تغيير در رفتارهاي آنان انجام ميگيرد
.
تغيير در دانش ، بينش و رفتار
افراد ممكن است دو خاستگاه عمده داشته باشد ، كه يكي از دورن
خانواده و ديگري از
بيرون خانواده سرچشمه ميگيرد به نحوي كه بعضي از خانوادهها با
توجه به نيازي كه
احساس ميكنند خود بدنبال آموختن روشهاي جديد آموزش و پرورش
ميروند تا اينكه
بتوانند بر مشكلات تربيتي خانواده خود فائق آيند و يا اينكه اين
نياز از طرف جامعه
،
مدرسه و ساير دستگاههاي مسئول تشخيص داده ميشود تا با حضور و
همكاري آنان با
مربيان مدرسه ، مشكلات آموزشي و تربيتي را به حداقل برسانند .
پرواضح است كه اگر
احساس نياز از خاستگاه اول باشد ، كلاسهاي آموزش خانواده و
برنامههاي ايجاد تغيير
از
اثربخشي و كارايي بيشتري برخوردار خواهند بود عوامل اصلي اين احساس
نياز را
ميتواند در مسايلي نظير تغييرات مستمر اجتماعي ، ماهيت متحول
انعطافپذير
دانشآموزان ، هجوم فرهنگهاي بيگانه ، اختلافات خانوادگي ، اختلاف
ارزشهاي حاكم
بر
مدرسه و خانه جستجو كرد كه همگي بيانگر اهميت كلاسهاي آموزش
خانواده ميباشند
.
تحقيقات متعدد نشان ميدهد
پيشرفت تحصيلي دانشآموزاني كه والدين آنها افرادي آگاه و آموزش
ديده هستند و بهتر
به
راهنمايي آنها ميپردازند بيشتر است . در تحقيقي كه بوسيله
»
ليتل
« 1
و
همكارانش (1973) انجام شده است ، تفاوت
دانشآموزان از لحاظ سن ، سطح تحصيلات والدين و پايداري خانوادگي
آنها ، مورد
بررسي قرار گرفتهاست . محققان به اين نتيجه رسيدهاند . كه پيشرفت
كودكاني كه
والدين با سواد و آموزش ديده داشتهاند بيشتر بوده است.
تحقيق ديگري در زمينه روشهاي
تربيتي والدين و پيشرفت تحصيلي فرزندان توسط
»
ريموند كتل«
2
و
»
ديلمن بارتن
« 3
انجام شده
است هدف اين تحقيق بررسي اين نكته بوده است كه آيا رفتار والدين در
پيشرفت تحصيلي فرزندان موُثر است يا نه ؟ نتيجه كلي تحقيق اين بود
كه اولا
رفتار والدين با فرزندان در قدرتهاي شناختي از جمله در پيشرفت
تحصيلي موُثر است . ثانيا
سختگيري و محبت پيش از حد
والدين به فرزندان ، موجب عقبماندگي تحصيلي آنها ميشود
(
آرمند ،
1372)
نتيجه يك بررسي تحت عنوان عوامل
موُثر در جذب اوليا به كلاسهاي آموزش خانواده در شهر يـــزد
موانـــع حضور موُثر
آنان در كلاسهاي آموزش خانواده بررسي شده است
(
صافي ، 1377)
هرتل
4 محققي كه سيزده سال
در
زمينه انجمنهاي اوليا و مربيان و كارايي آن در اروپا تحقيقات وسيعي
انجام داده و به
نتايج قابل توجهي رسيده است ضمن مصاحبه با اولياي دانشآموزان
سوُالاتي در زمينه
جلسات آموزش خانواده مطرح كرد . در تحليل پاسخهاي اوليا مشخص گرديد
كه اكثر آنان
مايلند از طريق شركت در اين قبيل جلسات از وضع تحصيلي و اجتماعي
فرزندان خود مطلع
گردند ، اما ظاهرا
از
اينكه محتواي اين جلسات صرفا
آموزشي است ، چندان راضي نيستند و ترجيح ميدهند در اين نوع
گردهماييها ، مسائل مربوط به رشد عاطفي و اجتماعي فرزندانشان نيز
مطرح گردد
.
يكي از انتظارات آنان از انجمنهاي اوليا و مربيان اين است كه مدير
مدرسه قبلا
موضوع صحبت و دستور جلسه را به اطلاع اوليا برساند تا آنـــان
بـــا آمادگي بيشتري در جلسات حضور يابند . عدهاي از اوليا
پيشنهاد كرده بودند كه
در
برخي از جلسات ، فرزندان آنان نيز حضور داشته باشند تا در جريان
تبادل نظريات
اوليا و مربيان خود قرار گيرند
(بازرگان
، 1377
)
نتيجه يك بررسي كاستيها و
راهحلهاي آموزش خانواده مورد بررسي قرار گرفته كه به عواملي
مانند عدم تشكيل
كلاسها در روستا ، نبود مدرس تمام وقت ، نبودن بودجه معين براي
تأميــن حقالتدريس
مدرسين و نداشتن فضاي آموزشي براي بزرگسالان و ... اشاره شده است
(تيموري،
1376
)
آنچه
در تحقيقات داگلاس 5 مورد
توجه قرار گرفت و از اهميت زيادي برخوردار ميباشد عبارت است از :
مطالعه تأثير
علاقه والدين و نگرش حمايت كننده آنها در تحصيل فرزندان . نگرش
مثبت والدين نسبت
به
تحصيل فرزندان و تشويق و حمايت آنها داراي معناي خاصي است و نكته
جالب اينكه اين
نوع نگرش از سطح تحصيلات والدين نشأت نميگيرد
(پاشاليچ
، 1375
)
در
مطالعهاي كه روي 573 نفر
نوجوان دختر و پسر دبيرستاني در سال 1374 انجام شده آنان به اين
پرسش كه به چه نوع
كمك و راهنمايي از طرف بزرگسالان نياز دارند پاسخهاي زير را ارائه
دادهاند
:
گوش دادن ، سعي در درك و شناخت ، پذيرش احساسات ، تشويــق آنــــان
بـــه حـــل
مشكـــل ، پايهريزي اعتقادات مذهبي ، كمك به رشد استعدادها
)
نوابينژاد
،
1378)
اهــداف تحقيــق
-
ارزيابي
تأثير آموزش خانواده بر تغيير
رفتار والدين مرد و زن آموزشديده در دورههاي راهنمايي و متوسطه
و مقايسه آن با
تغيير رفتار والدين مرد و زن آموزش نديده در همان دورهها
.
-
بررسي
تأثير اموزش خانواده بر
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي والدين بر اساس ويژگيهاي سني
فرزندان
.
-
بررسي
تأثير آموزش خانواده بر
بهبود راهنمايي تحصيلي فرزندان
.
-
ارزيابي
تأثير آموزش خانواده بر
هدايت ديني و اخلاقي فرزندان
.
-
ارزيابي
تأثير آموزش خانواده
بر شيوههاي مناسب روابط خانوادگي
.
-
ارزيابي
تأثيرآموزش خانواده بر
واگذاري مسئوليت كارها به فرزندان
.
-
ارزيابي
تأثير آموزش خانواده
بر شيوههاي مناسب روابط خانوادگي
.
فرضيات
اصلي تحقيــق:
فرضيات اصلي براساس محتواي كتب
تدريس شده در جلسات آموزش خانواده تدوين شده است
.
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش خانواده بر
تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در خصوص ارتقاء
آگاهيها و دانستههاي
تربيتي تفاوت وجود دارد ؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در خصوص
بهبود راهنمايي
تحصيلي فرزندان تفاوت وجود دارد ؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در خصوص
هدايت ديني و
اخلاقي فرزندان تفاوت وجود دارد ؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش خانواده
بر تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در خصوص آشنايي
با شيوههاي مناسب
خانوادگي تفاوت وجود دارد ؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در خصوص
آشنايي تحكيم
رابطه صميمي بين اوليا و مربيان و فرزندان تفاوت وجوددارد؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش خانواده
بر تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در خصوص واگذاري
مسوُوليت كارها
به فرزندان تفاوت وجود دارد ؟
فرضيــات فرعــي تحقيـق
:
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در دوره
راهنمايي در خصوص
ابعاد ششگانه تفاوت وجود دارد ؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزشنديده در دوره
متوسطه در خصوص
ابعاد ششگانه تفاوت وجود دارد ؟
-
آيا بين
ميزان آگاهي والدين
آموزش نديده و طبقات مختلف تحصيلي تفاوت وجوددارد ؟
-
آيا بين
ميزان آگا هي والدين آموزش
ديده و طبقات مختلف تحصيلي تفاوت وجوددارد ؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين زن آموزش ديده و آموزشنديده در
خصوص ابعاد
ششگانه تفاوت وجود دارد؟
-
آيا بين
ميزان تأثير آموزش
خانواده بر تغيير رفتار والدين مرد آموزش ديده و آموزش نديده در
خصوص ابعاد
ششگانه تفاوت وجود دارد ؟
نمودار زير نماي كلي تحقيق را نشان ميدهد
:
متغيــر
مستقـل متغيــر وابستــه
روش
تحقيق
روش
تحقيق دراين پژوهش شبه تجربي
ميباشد بدين صورت كه والدين دانشآموزان دورههاي راهنمايي و
متوسطه كه در جلسات
آموزش خانواده شركت كردهاند و كارت پايان دوره دريافت كردند را در
گروه تجربي و
والديني كه در جلسات آموزش خانواده شركت نكردهاند را در گروه
كنترل قرار داده و
پس
از انتخاب تصادفي نمونه از هر گروه آزمون بعمل آمد
.
جامعه مورد بررسي
كليه
والدين دانش دورههاي
راهنمايي و متوسطه شهرستان شهرضا در سال تحصيلي 78-1377 جامعه
آماري تحقيق را تشكيل
ميدهند
.
حجـم نمونــه
:
چون
از روش شبه تجربي در اين
تحقيق استفاده شده است حجم نمونه ما 120 نفر از والدين دانشآموزان
دورههاي
راهنمايي و متوسطه ميباشند . در هر دوره 60 نفر از والدين آموزش
ديده در گروه
آزمايش و 60 تفر از والدين آموزش نديده را در گروه كنترل قرار داده
. در هر دو
گروه آزمايش و كنترل 30 نفر پدر و 30 نفر مادر قرار دارند . كه در
جمع 120 نفر در
هر
دوره ميباشند . پس از انتخاب تصادفي مدارس راهنمايي و متوسطه
بعنوان نمونه ،
والدين دانشآموزان آموزش ديده و آموزش نديده نيز بصورت تصادفي
ساده و بر اساس دفتر
آمار دانشآموزان ، انتخاب شدند
.
ابزار جمعآوري دادهها
:
روش
جمعآوري اطلاعات بصورت
كتابخانهاي و ميداني ميباشد . ابزار اندازهگيري در اين پژوهش
پرسشنامه ميباشد
.
سئوالات پرسشنامه بر اساس محتواي كتب تدريس شده در جلسات آموزش
خانواده طرحريزي
گرديده اين سئوالات از نوع بسته پاسخ 3 گزينهاي ميباشد كه يكي از
آنها پاسخ
صحيح ميباشد . تعداد سئوالات 21 پرسش ميباشد كه يكي از آنها پاسخ
صحيح ميباشد
.
تعداد سئوالات 21 پرسش ميباشد . تعداد پاسخهاي صحيح و غلط هر يك
از پاسخگويان در
خصوص هر يك از ابعاد فرضيهها ، كه بر اساس تعداد سوالهاي مطروحه
در هر بعد مجموع
ثمره محاسبه گرديد . لازم بذكر است بمنظور اينكه سئوالات پرسشنامه
بيشتر قابل
فهم و بر اساس محتواي مواد درسي باشد در ابتدا با چند نفر از
مدرسان و دست
اندركاران كلاسهاي آموزش خانواده مصاحبههايي بعمل آمد كه نتايج
حاصل از آن در طرح
سئوالات مفيد واقع شد
.
جهت
سنجش اعتبار پرسشنامه از روش
تنصيف يا دو نيمه كردن استفاده شد . اين ضريقب برابر با 88% كه در
سطح
معنادار
ميباشد و حاكي از اعتبار نسبتا
بالاي ابزار
اندازهگيري ميباشد
.
روشهاي تحليل اطلاعات
براي
تحليل دادههاي جمعآوري
شده از طريق پرسشنامه ، از روشهاي تحليل آمار توصيفي، نظير
ميانگين ، ميانه ، مدو
انحراف استاندارد بهره گرفته شد . جهت آزمون فرضيهها نيز از آزمون
كالموگراف
-
اسميرونف7 ، آزمون كروسكال - واليس 8 و آزمون
U
مان - ويتني 9 استفاده گرديد
.
يافتههاي تحقيق
جدول
شماره 1 : مقايسه توزيع
تجربي با توزيع نرمال
Komogorov
- simironov Goodness of Fit Test
Test
distribution - Normal
Most
extreme differences
Cases :
109
|
2 -
Tailed p |
K -
S Z |
Negative |
Positive |
Absolut
|
ابعاد آموزش خانواده
|
|
0000/ |
6234/3 |
3470/- |
2401/ |
3470/ |
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
|
0000/ |
5773/2 |
2468/- |
1659/ |
2468/ |
بهبود راهنماي تحصيلي فرزندان
|
|
0000/ |
5002/2 |
2394/- |
1641/ |
2394/ |
هدايت ديني و اخلاقي
فرزندان |
|
0000/ |
8396/2 |
2719/- |
1849/ |
2719/ |
شيوههاي مناسب روابط خانوادگي
|
|
0000/ |
1318/4 |
3957/- |
2831/ |
3957/ |
تحكيم رابطه صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان
|
|
0000/ |
0617/3 |
2932/- |
2113/ |
2932/ |
واگذاري مسئوليت كارها به فرزندان
|
بر
اساس آزمون كالموگراف
-
اسميرونف با توجه به اينكه آماده
K - S Z
از احتمال
دو دامنه
P<0.05
معنادار
ميباشد بنابراين
توزيع نمرات در خصوص
»
ارتقاء آگاهيها و
دانستههاي تربيتي - بهبود راهنماي تحصيلي فرزندان - هدايت ديني و
اخلاقي فرزندان
-
شيوههاي مناسب روابط خانوادگي - تحكيم رابطه صميمي بين اولياء
مربيان و فرزندان
-
واگذاري مسئوليت كارها به فرزندان
«
از توزع
نرمال پيروي نميكند . به عرات ديگر
K - S
محاسبه
شده در سطح معنيداري 95% از مقدار بحراني جدول
بيشتر ميباشد بنابراين بين توزيع نمرات با توزيع نرمال تفاوت وجود
دارد . لذا در
تجزيه و تحليل آمار استنباطي مجموع نمرات هر يك از ابعاد به رتبه
تبديل گرديده و
از
آزمونهاي ناپارامتريك
U
مان ويتني و كروسكال - واليس استفاده شده است
.
جدول
شماره 2 : مقايسه ميانگين
رتبه ابعاد آموزش خانواده در دو گروه آموزش ديده
و
آموزش نديده مربوط به فرضيههاي
1-6
|
رديف
|
ابعاد آموزش خانواده
|
آموزشنديده
|
آموزشديده
|
Z |
P |
|
|
|
ميانگين رتبه
|
ميانگين رتبه
|
|
|
|
1
|
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
23/41 |
03/69 |
1574/5- |
0000/ |
|
2 |
بهبود راهنماي تحصيلي فرزندان
|
35/39 |
94/70 |
49/5- |
0000/ |
|
3 |
هدايت ديني و اخلاقي فرزندان
|
45/44 |
75/65 |
714/3- |
0002/ |
|
4 |
شيوههاي مناسب روابطخانوادگي
|
87/39 |
41/70 |
3004/5- |
0000/ |
|
5 |
تحكيم رابطه صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان
|
91/42 |
31/67 |
7146/4- |
0000/ |
|
6 |
واگذاري مسوُوليت كارها به فرزندان
|
65/43 |
56/66 |
1087/4- |
0000/ |
براساس آزمون
uمان
- ويتني با توجه به اينكه
Z
محاسبه شده در خصوص
»
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي - بهبود
راهنماي تحصيلي فرزندان - هدايت ديني و اخلاقي فرزندان - شيوههاي
مناسب روابط
خانوادگي - تحكيم رابطه صميمي بين اولياء ، مربيان و فرزندان -
واگذاري مسوُوليت
كارها به فرزندان
«
در سطح
P < 0.05
معنادار
بوده است . بنابراين بين
ميانگين رتبه نمرات والدين آموزشديده و آموزشنديده تفاوت وجود
دارد . به عبارت
ديگر ميانگين رتبه نمرات والدين آموزشديده بيشتر از والدين
آموزشنديده ،
بودهاست . پس ميزان تأثير آموزش خانواده بر تغيير رفتار والدين
نسبت به فرزندان
خود در بين والدين آموزشديده بيشتر از والدين آموزشنديده ميباشد
و فرضيههاي اول
تا
ششم تأييد ميشود
.
جدول شماره 3 : مقايسه ميانگين
رتبه ابعاد آموزش خانواده در دو گروه آموزشديده و آموزشنديده در
دوره راهنمايي
مربوط به فرضيه شماره 7
|
رديف
|
ابعاد آموزش خانواده
|
آموزشنديده
|
آموزشديده
|
Z |
P |
|
|
|
ميانگين رتبه
|
ميانگين رتبه
|
|
|
|
1
|
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
17/18 |
53/21 |
0806/1- |
2799/ |
|
2 |
بهبود راهنماي تحصيلي فرزندان
|
15/18 |
57/21 |
0053/1- |
3147/ |
|
3 |
هدايت ديني و اخلاقي فرزندان
|
46/20 |
03/18 |
7029/- |
4821/ |
|
4 |
شيوههاي مناسب روابطخانوادگي
|
35/18 |
27/21 |
8421/- |
3997/ |
|
5 |
تحكيم رابطه صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان
|
54/19 |
43/19 |
0419/- |
9666/ |
|
6 |
واگذاري مسوُوليت كارها به فرزندان
|
93/19 |
83/18 |
3274/- |
7434/ |
براساس آزمون مان - ويتني با
توجه به اينكه
Z
محاسبه شده در خصوص
»
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي - بهبود
راهنماي تحصيلي فرزندان - هدايت ديني و اخلاقي فرزندان - شيوههاي
مناسب روابط
خانوادگي - تحكيم رابطه صميمي بين اولياء ، مربيان و فرزندان -
واگذاري مسوُوليت
كارها به فرزندان
«
در سطح
P< 0.05
معنادار
نميباشد . بنابراين بين ميانگين رتبه نمرات
والدين دوره راهنمايي تفاوت وجود ندارد . به عبارت ديگر آموزش
خانواده تفاوت قابل
ملاحظهاي بين والدين آموزشديده و آموزشنديده در خصوص ابعاد
ششگانه ايجاد نكرده
است . بنابراين فرضيه شماره هفت رد ميشود يعني بين ميزان تأثير
آموزش خانواده بر
تغيير رفتار والدين آموزشديده و نديده در دوره راهنمايي در خصوص
ابعاد ششگانه
تفاوت وجود ندارد.
جدول
شماره 4 : مقايسه ميانگين
رتبه ابعاد آموزش خانواده در دو گروه آموزش ديده
و
آموزش نديده در دوره متوسطه
مربوط به فرضيه شماره 8
|
رديف
|
ابعاد آموزش خانواده
|
آموزشنديده
|
آموزشديده
|
Z |
P |
|
|
|
ميانگين رتبه
|
ميانگين رتبه
|
|
|
|
1
|
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
95/21 |
53/47 |
7119/5- |
0000/ |
|
2 |
بهبود راهنماي تحصيلي فرزندان
|
75/20 |
51/48 |
8779/5- |
0000/ |
|
3 |
هدايت ديني و اخلاقي فرزندان
|
89/22 |
76/46 |
0942/5- |
0000/ |
|
4 |
شيوههاي مناسبروابطخانوادگي
|
77/21 |
68/47 |
5531/5- |
0000/ |
|
5 |
تحكيم رابطه صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان
|
17/21 |
17/48 |
0798/6- |
0000/ |
|
6
|
واگذاري مسوُوليت كارها به فرزندان
|
41/23 |
33/46 |
0739/5- |
0000/ |
براساس آزمون مان - ويتني با
توجه به اينكه
Z
محاسبه شده در خصوص
»
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي - بهبود
راهنماي تحصيلي فرزندان - هدايت ديني و اخلاقي فرزندان - شيوههاي
مناسب روابط
خانوادگي - تحكيم رابطه صميمي بين اولياء ، مربيان و فرزندان -
واگذاري مسوُوليت
كارها به فرزندان
«
در سطح
P< 0.05
معنادار
بوده است . بنابراين بين ميانگين رتبه نمرات
والدين آموزشديده و آموزشنديده در دوره متوسطه تفاوت وجود دارد و
ميانگين رتبه
نمرات والدين آموزشديده بيشتر از والدين آموزشنديده بوده است .
پس فرضيه شماره
هشت تأييد ميشود يعني بين ميزان تأثير آموزش خانواده بر تغيير
رفتار والدين
آموزشديده و آموزشنديده در دوره متوسطه در خصوص ابعاد ششگانه
تفاوت وجود دارد
.
جدول
شماره 5 : مقايسه ميانگين
رتبه نمرات والدين آموزشنديده در طبقات مختلف تحصيلي مربوط به
فرضيه شماره
9
|
رديف
|
ابعاد آموزش خانواده
|
بيسواد
|
خواندن و نوشتن
|
پنجم ابتدايي
|
سوم
راهنمايي
|
ديپلم
|
فوقديپلم
|
ليسانس
|
H |
P |
|
1 |
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
36 |
56/19 |
44/27 |
36/23 |
29 |
20/39 |
35 |
6837/7 |
2622/ |
|
2 |
بهبود راهنماي تحصيلي
فرزندان |
5/28 |
67/25 |
38/27 |
43/24 |
55/23 |
44 |
88/32 |
4948/7 |
2775/ |
|
3
|
هدايت ديني و اخلاقي
فرزندان |
83/37 |
11/21 |
59/27 |
5/23 |
95/24 |
2/44 |
13/33 |
9359/9 |
1274/ |
|
4
|
شيوههاي مناسب روابط خانوادگي
|
36 |
5/19 |
88/28 |
86/22 |
6/22 |
2/44 |
63/39 |
317/13 |
0383/ |
|
5 |
تحكيم روابط صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان |
5/33 |
56/25 |
24/26 |
07/29 |
8/22 |
40 |
33 |
8079/5 |
4451/ |
|
6
|
واگذاري مسوُوليت كارها به فرزندان
|
67/34 |
06/18 |
21/28 |
86/27 |
4/27 |
6/31 |
75/41 |
8536/7 |
2490/ |
براساس آزمون كروسكال واليس با
توجه به اينكه
H
محاسبه شده در خصوص ابعاد 1 ، 2 ،
3
،
5
،
6
در سطح
P<0.05
معنادار
نميباشد بنابراين بين ميانگين رتبه پاسخگويان آموزشنديده در
طبقات مختلف تحصيلي تفاوت وجود ندارد . اما
H
محاسبه شده در خصوص
»
شيوههاي مناسب روابط خانوادگي
«
بعد 4 در سطح
P<0.05
معنادار
ميباشد
.
بنابراين بين ميانگين نمرات والدين آموزشنديده در طبقات مختلف
تحصيلي در اين بعد
تفاوت وجود دارد . به طور كلي ميتوان نتيجه گرفت بين ميزان آگاهي
والدين
آموزشنديده و طبقات مختلف تحصيلي تفاوت وجود ندارد . بنابراين
فرضيه شماره نه رد
ميشود يعني بين ميزان آگاهي والدين آموزشنديده و طبقات مختلف
تحصيلي تفاوت وجود
ندارد
.
جدول
شماره 6 : مقايسه ميانگين
رتبه نمرات والدين آموزشديده در طبقات مختلف تحصيلي مربوط به
فرضيه
10
|
رديف
|
ابعاد آموزش خانواده
|
بيسواد
|
خواندن و نوشتن
|
پنجم ابتدايي
|
سوم
راهنمايي
|
ديپلم
|
فوقديپلم
|
ليسانس
|
H |
P |
|
1 |
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
7 |
13/25 |
83/20 |
80/27 |
40/30 |
27/28 |
33 |
3813/9 |
1532/ |
|
2 |
بهبود راهنماي تحصيلي
فرزندان |
43 |
25/12 |
06/31 |
5/21 |
1/31 |
55/25 |
75/25 |
5256/8 |
2021/ |
|
3
|
هدايت ديني و اخلاقي
فرزندان |
41 |
5/28 |
89/22 |
26 |
45/28 |
26 |
75/34 |
2508/3 |
7768/ |
|
4
|
شيوههاي مناسب روابط خانوادگي
|
5/37 |
5/21 |
56/19 |
7/21 |
02/31 |
14/32 |
75/25 |
1094/8 |
2302/ |
|
5 |
تحكيم
روابط صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان |
5/31 |
75/18 |
28/28 |
7/25 |
67/27 |
73/28 |
5/31 |
5062/4 |
60/85 |
|
6
|
واگذاري مسوُوليت كارها به فرزندان
|
5/36 |
13/30 |
06/27 |
4/31 |
8/25 |
77/28 |
75/23 |
8842/1 |
9300/ |
براساس آزمون كروسكال واليس با
توجه به اينكه
H
محاسبه شده در خصوص ابعاد آموزش
خانواده در سطح
P<0.05
معنادار
نميباشد بنابراين بين ميانگين
رتبه پاسخگويان آموزشديده در طبقات مختلف تحصيلي تفاوت وجود ندارد
. به عبارت
ديگر بين ميزان آگاهي والدين آموزشديده و طبقات مختلف تحصيلي
تفاوت وجود ندارد
.
پس فرضيه شماره 10 تأييد نميشود
.
جدول
شماره 7: مقايسه ميانگين
رتبه نمرات والدين زن آموزشديده و آموزشنديده
مربوط
به فرضيه شماره
11
|
رديف
|
ابعاد آموزش خانواده
|
آموزشنديده
|
آموزشديده
|
Z |
P |
|
|
|
ميانگين رتبه
|
ميانگين رتبه
|
|
|
|
1
|
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
15/22 |
34 |
1753/3- |
0015/ |
|
2 |
بهبود راهنماي تحصيلي فرزندان
|
63/19 |
18/36 |
9556/3- |
0001/ |
|
3 |
هدايت ديني و اخلاقي فرزندان
|
58/23 |
77/32 |
2424/2- |
0249/ |
|
4 |
شيوههاي مناسبروابطخانوادگي
|
15/20 |
73/35 |
7990/3- |
0001/ |
|
5 |
تحكيم رابطه صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان
|
58/21 |
50/34 |
4147/3- |
0006/ |
|
6
|
واگذاري مسوُوليت كارها به فرزندان
|
17/21 |
85/34 |
3764/3- |
0007/ |
براساس آزمون مان - ويتني با
توجه به اينكه
Z
محاسبه شده در سطح
P<0.05
معنادار
ميباشد بنابراين
بين ميانگين رتبه نمرات والدين زن آموزشديده و آموزشنديده در
خصوص
»
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي - بهبود
راهنماي تحصيلي فرزندان - هدايت ديني و اخلاقي فرزندان - شيوههاي
مناسب روابط
خانوادگي - تحكيم رابطه صميمي بين اوليا ، مربيان و فرزندان -
واگذاري مسوُوليت
كارها به فرزندان
«
تفاوت وجود دارد . به عبارت
ديگر ميانگين رتبه نمرات زن آموزشديده بيشتر از ميانگين رتبه
نمرات زن
آموزشنديده بوده است . بنابراين بين ميزان تأثير آموزش خانواده بر
تغيير رفتار
والدين زن آموزشديده و آموزشنديده در خصوص ابعاد ششگانه تفاوت
وجود دارد
.
بنابراين فرضيه شماره 11 تأييد ميگردد
.
جدول
شماره 8 : مقايسه ميانگين
رتبه نمرات والدين مرد آموزشديده و آموزشنديده
مربوط به فرضيه شماراه
12
|
رديف
|
ابعاد آموزش خانواده
|
آموزشنديده
|
آموزشديده
|
Z |
P |
|
|
|
ميانگين رتبه
|
ميانگين رتبه
|
|
|
|
1
|
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي
|
03/20 |
42/35 |
9288/3- |
0001/ |
|
2 |
بهبود راهنماي تحصيلي فرزندان
|
97/19 |
5/35 |
8783/3- |
0001/ |
|
3 |
هدايت ديني و اخلاقي فرزندان
|
50/21 |
65/33 |
9896/2- |
0028/ |
|
4 |
شيوههاي مناسبروابطخانوادگي
|
43/20 |
94/34 |
5531/3- |
0004/ |
|
5 |
تحكيم رابطه صميمي بين اولياء مربيان و
فرزندان
|
72/21 |
38/33 |
2470/3- |
0012/ |
|
6 |
واگذاري مسوُوليت كارها به فرزندان
|
60/22 |
31/32 |
5149/2- |
0119/ |
براساس آزمون مان - ويتني با
توجه به اينكه
Z
محاسبه شده در سطح
P<0.05
معنادار
ميباشد بنابراين
بين ميانگين رتبه نمرات والدين مرد آموزشديده و آموزشنديده در
خصوص
»
ارتقاء آگاهيها و دانستههاي تربيتي - بهبود
راهنماي تحصيلي فرزندان - هدايت ديني و اخلاقي فرزندان - شيوههاي
مناسب روابط
خانوادگي - تحكيم رابطه صميمي بين اوليا ، مربيان و فرزندان -
واگذاري مسوُوليت
كارها به فرزندان
«
تفاوت وجود دارد . به عبارت
ديگر ميانگين رتبه نمرات مرد آموزشديده بيشتر از ميانگين رتبه
نمرات مرد
آموزشنديده بوده است . بنابراين بين ميزان تأثير آموزش خانواده بر
تغيير رفتار
والدين مرد آموزشديده و آموزشنديده در خصوص ابعاد ششگانه تفاوت
وجود دارد
.
بنابراين فرضيه شماره 12 تأييد ميگردد
.
با
توجه به اهميت آموزش در
زندگي بطور اعم و آموزش خانواده به طور اخص پيشنهادات زير در جهت
بهتر برگزار شدن
كلاسهاي آموزش خانواده ارائه ميگردد.
1-
نظريه اهميت و تأثير آموزش
خانواده بر والدين و با توجه به موضوعات مطرح شده توسط مدرسان ،
بهتر است در اين
جلسات در خصوص مسائل مالي به طور مستقيم با اوليا صحبتي نشود تا
آموزش اثربخشي
خود را داشته باشد
.
2-
بهتر است در موردنحوه و شرايط
برگزراي كلاسهاي آموزش خانواده در دوره راهنمايي تجديد نظر شود و
موانع و مشكلاتي
كه
در مسير اجراي اين دورهها وجود دارند شناسايي و توسط مسوُولين
مرتفع گردد . در
غير اينصورت آموزش خانواده در اين دوره كارايي لازم را نخواهد داشت
.
3-
براساس
نتايج تحقيق چون آموزش
خانواده در دورههاي راهنمايي تحصيلي و متوسطه در مجموع تأثير
زيادي در تغيير
رفتار والدين آموزشديده در خصوص ابعاد ششگانه داشته است پيشنهاد
ميشود نظر به
اهميت موضوع از مدرسان و استادان مجرب ، كارآزموده ، متخصص و با
تجربه در اين
كلاسها استفاده شود
.
4-اهميت و ضرورت آموزش خانواده
و
تأثير آن در افزايش دانستنيهاي تربيتي ، آموزشي و ديني والدين ،
وحدت رويهاي را
بين سازمانهايي كه به برپايي اين كلاسها كمك ميكنند را ميطلبد تا
از تناقضگويي
مدرسان جلوگيري شود . در ضمن جهت بالابردن آگاهيهاي والدين نقش صدا
و سيما
ميتواند كارساز باشد.
5
-
به
منظور تأثير بهتر ابعاد
ششگانه آموزش خانواده در تغيير رفتار والدين بهتر است شيوه تدريس
در كلاسها از
روش سخنراني به شيوه پرسش و پاسخ و بحث گروهي تغييريابد . استفاده
از كتب ،
نشريات و فيلمهاي آموزشي ميتواند بر جذابيت اين كلاسها بيفزايد
كه لازمه اين
فعاليتها تداوم جلسات آموزش خانواده و افزايش زمان لازم براي اين
دورهها ميباشد
.
6-
مسوُولان جهت استفاده پدران
از
كلاسهاي آموزش خانواده برنامهريزيهاي مفيد و تبليغات لازم بعمل
آورند تا
انگيزه لازم در آنها ايجاد و والدين مرد همراه والدين زن و با شور
و اشتياق در اين
برنامهها شركت كنند
.
7-
پيشنهاد ميشود قبل از
برگزاري برنامه آموزشي مسوُولان براي سوُالهاي زير پاسخ دقيق پيدا
كنند
:
چرا
آموزش گروهي والدين ضرورت
دارد ؟ طول جلسه آموزش چقدر بايد باشد؟ چه نوع برنامه يا روش كار
بايد مورد استفاده
قرار گيرد ؟ و پس از يافتن جوابهاي قانعكننده مراحل آموزش را
(بررسي وتعيين
نيازها - طرح برنامه به منظور ارضاي نيازها - معرفي و شناسايي
برنامه - تشكيل گروه
آموزش والدين ) دقيقا
اجرا كنند
.
8-
از آموزش صرفا
نظري و تئوريك درجلسات آموزش خانواده پرهيز شود . سعي شود
يادگيري مورد انتظار را به صورت عملكرد براي والدين روشن ساخته ،
از آنان بخواهند
در
مورد عملكرد مورد نظر به فعاليت و تمرين بپردازند و مشكل احتمالي
خود را بيان
كنند
.
9-
مدرسان مطالبي را كه به
والدين آموزش ميدهند به نحوي با تجربيات زندگي آنان مربوط سازند و
از آموزش صرف و
بدون ارتباط با تجربيات روزمره زندگي به خصوص در آموزشهاي دوره
راهنمايي تحصيلي
بپرهيزند ، چرا كه به دليل عدم كاربرد مطالب آموزشي به اهميت آن پي
نخواهند برد
.
10-
مدرسان بهتر است با توجه به
موضوعات مورد بحث ، موقعيت والدين را بطور عام و خاص در خصوص
راهنمايي فرزندانشان
در
امور تحصيلي بر آنها روشن نموده و از اين طريق آنان را نسبت به
اهميت
فعاليتهايشان و همكاري و شركت در جلسات آموزشي به خصوص براي والدين
پدر آگاه سازند
.
11-
براساس يافتههاي تحقيق چون
تفاوتي بين ميزان آگاهي والدين آموزش ديده و آموزشنديده و سطح
سواد اوليا در خصوص
ابعاد مورد بررسي وجود نداشت مديران نبايد از اين نظر تفاوتي بين
والدين بگذارند
.
در اين زمينه بعضي از آنان در جلسات آموزشي حتي در مورد تقسيم نگاه
شما بين حضار
نيز به قضاوت ميپردازند
.
12-
پيشنهاد ميشود والديني كه
بطور مستمر در اين جلسات شركت ميكنند ، به غير از دريافت
گواهينامه ، مورد تشويق
مديران و مسوُولان آموزش و پرورش قرار گيرند و يا در صورت وجود
امكانات لازم ، در
جشنها و مناسبتهاي گوناگون از آنان دعوت و هديهاي به رسم يادبود
به آنان تقديم
شود
.
با
توجه به نتايج بدست آمده و
مطالعات جانبي و مصاحبه با دستاندر كاران كلاسهاي آموزش خانواده و
بر اساس
پيشنهادات و نظرات والدين كه از پرسشنامهها بدست آمده دلايل زير
را ميتوان علت
عدم تفاوت در تغيير رفتار والدين آموزش ديده و آموزش نديده در دوره
راهنمايي تحصيلي
عنوان كرد
:
-
كمبود
انگيزه براي والدين جهت شركت در
كلاسهاي آموزش خانواده
-
سخنرانيهاي
پراكنده و سازماندهي نشده برخي
از مدرسان و استفاده زياد از روش سخنراني و فعال نبودن اوليا در
جريان آموزش
-
تبليغ
ضعيف بعضي مديران در جهت اهميت و ضرورت
آموزش خانواده و تلاش در جهت اجراي بخشنامههاي انجمن اوليا و
مربيان بصورت صوري و
عدم احساس مسووليت مدير و بي علاقگي به فعاليتهاي انجمن و جلسات
آموزش خانواده
.
-
مناسب
نبودن ساعات تشكيل كلاس و دغدغه والدين
براي خانه و يا فرزندان كوچك
-
مدارس
دورههاي مختلف كه همجوار ميباشند با
هماهنگي مسوولان به برگزاري جلسات آموزش خانواده بصورت مشترك
اقدام ميكنند كه
براي مدرسان بيان موضوعي كه براي والدين سه دوره مفيد ميباشد
مشكلاتي فراهم ميشود
و در نهايت اينگونه كلاسها اثر بخشي خود را از دست ميدهند . از
طرف ديگر تعداد
زياد اولياي شركتكننده در كلاسهاي آموزش خانواده مطلوب نميبا
شد
.
-
اختصاص
ندادن مكان مناسب براي تشكيل اين
كلاسها
.
اميد
است با رعايت نكات فوق ،
انگيزه لازم براي كليه والدين فراهم شود تا از كلاسهاي آموزش
خانواده استفاده كافي
ببرند
.
زير
نويسها
-
Little
-
R .
B . Cattell
-
Dielman
Barton
-
heretel
-
Douhlas
-
Split - half